خانه » كتاب : چهل داستان » سعد بن ربيع
23

سعد بن ربيع

سعد بن ربيع  

سعد ربيع ، از ياران باوفاى پيامبر (ص ) بود، كانونى لبريز از ايمان و اخلاص داشت . موقعى كه با دوازده زخم از جنگ احد بر روى زمين افتاده بود، مردى از كنار وى گذشت و به او گفت : مى گويند محمد (ص ) كشته شده است . سعد به وى گفت : اگر محمد(ص ) كشته شده ولى خداى محمد زنده است و ما در راه نشر آئين خدا جهاد مى كنيم و از حريم توحيد دفاع مى نماييم . هنگامى كه نائره جنگ خاموش گرديد، پيامبر به ياد سعد ربيع افتاد و گفت : چه كسى مى تواند خبرى از سعد بياورد؟ زيد بن ثابت داوطلب شد، كه مرگ و حيات سعد و خبر صحيحى براى پيامبر بياورد. او سعد را در ميان كشتگان يافت . گفت : پيامبر مرا ماءمور كرده از حال شما تحقيق كنم و خبر صحيحى از شما به او ببرم . سعد گفت : سلام مرا به پيامبر برسان و بگو: چند لحظه بيشتر از زندگى سعد باقى نمانده است و خداوند به تو اى پيامبر خدا، بهترين پاداش كه سزاوار يك پيامبر است را بدهد و نيز افزود و گفت : به انصار و ياران پيامبر سلام برسان و بگو، هرگاه به پيامبر آسيبى برسد و شما زنده باشيد، هرگز در پيشگاه خداوند معذور نخواهيد بود. هنوز فرستاده پيامبر از كنار سعد دور نشده بود كه روحش به سوى جهان ديگر پرواز نمود.
علاقه انسان به خود و اصطلاح دانشمندان (حب الذات ) آنچنان اصيل و قدرتمند و ريشه دار است كه هيچگاه انسان خود را فراموش نمى كند و همه چيز خود را در راه آن فدا مى نمايد ولى قدرت ايمان و عشق به هدف و علاقه به معنويات از آن شگفت انگيزتر است . زيرا به تصريح متون تاريخ اين افسر با شهامت در سخت ترين لحظه ها كه فاصله چندانى با مرگ نداشت ، خود را فراموش كرده و به ياد وجود نازنين پيامبر (ص ) كه حفظ او را عاليترين تجلى براى بقاى هدف خود مى دانست ، افتاده بود و تنها پيامى كه به وسيله (زيد بن ثابت ) فرستاده اين بود كه : ياران لحظه اى از حفظ و حراست پيامبر غفلت نكنند.

 

00100

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.