خانه » كتاب : چهل داستان » عبدالله بن سهل
23

عبدالله بن سهل

عبدالله بن سهل  

عبدالله بن سهل از طرف پيامبر اكرم (ص ) ماءموريت يافت كه محصول سرزمين خيبر را به مدينه انتقال دهد او در موقعى كه انجام وظيفه مى كرد مورد حمله دسته ناشناسى از يهود قرار گرفت . در اين حمله او از ناحيه گردن ، سخت آسيب ديد و با گردن شكسته بر روى زمين افتاد و جان سپرد. دسته مهاجم جسد او را به ميان چشمه اى افكندند، سران قوم يهود عده اى را خدمت پيامبر (ص ) فرستادند و او را از مرگ مرموز نماينده وى آگاه ساختند. برادر مقتول ، به نام عبدالرحمن بن سهل با پسر عموهاى خود خدمت پيامبر رسيدند و جريان را به عرض وى رسانيدند. برادر مقتول خواست سخن گفتن را آغاز كند، از آنجا كه از ساير حضار سن او كمتر بود پيامبر (ص ) به يكى از دستورات اجتماعى اسلام اشاره كرد و فرمود: كبر كبر يعنى اجازه بدهيد افراد بزرگتر از شما سخن بگويند سرانجام پيامبر فرمود: اگر قاتل برادرت (عبدالله ) را مى شناسيد و مى توانيد سوگند ياد كنيد كه او قاتل است ، من او را گرفته در اختيار شما مى گذارم . آنان از در تقوى و پرهيزكارى وارد شده و در حال خشم حقيقت را زير پا ننهادند، و گفتند: ما هرگز قاتل را نمى شناسيم . پيامبر (ص ) فرمود: حاضريد ملت يهود سوگند ياد كنند كه ما هرگز او را نكشته ايم و قاتل او را نمى شناسيم و در سايه اين قسم ذمه آنان از خون عبدالله برى شود.
آنان گفتند: عهد و پيمان ، قسم و سوگند ملت يهود پيش ما اعتبار ندارد. پيامبر (ص ) در اين صورت دستور داد نامه اى به سران يهود نوشته شود كه جسد كشته مسلمانى در سرزمين شما پيدا شده است ، بايد ديه آن را بپردازيد. آنان در پاسخ نامه پيامبر سوگند ياد كردند كه هرگز دست ما به خودن وى آلوده نيست و از قاتل وى اطلاعى نداريم . پيامبر ديد كه كار به بن بست رسيده براى اين كه خونريزى مجدد راه نيافتد، خود شخصا ديه عبدالله را پرداخت كرد.
و بار ديگر بدينوسيله به ملت يهود اعلام نمود، كه او يك مرد ماجراجو و جنگجو نيست .

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.