خانه » اسلام شناسی -شمیم یار » عمرم به لب رسيدو نديدم بهاررا
23

عمرم به لب رسيدو نديدم بهاررا

عمرم به لب رسيدو نديدم بهاررا
ديدم تمام خلق ونديدم نگاررا
ترسم که بگذرندهمه جمعه هاومن
باخودبرم به خاک غم انتظاررا
*اللهم عجل لوليک الفرج*

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.