خانه » كتاب : علم اليقين ، جلد اول » فصل 2. قرآن در نهج البلاغه
23

فصل 2. قرآن در نهج البلاغه

فصل 2. قرآن در نهج البلاغه
در ((نهج البلاغه )) از خطبه هاى اميرمؤ منان عليه السلام درباره قرآن آمده است :
((پس قرآن هم امر كننده است هم بازدارنده ، هم خاموش است هم گويا، حجت خدا را بر آفريدگان اوست كه بر آن از ايشان پيمان گرفته ، و جانهايشان را در گرو آن ساخته است ، نورش را كامل و دينش را گرامى داشت و پيامبرش صلى الله عليه و آله را به سوى خود برد در حالى كه به وسيله قرآن از ابلاغ احكام هدايت به آنان فارغ شده بود. پس ، از خداوند آنچه را خود بزرگ داشته بزرگ بداريد، زيرا كه او چيزى از دين خود را از شما پنهان نداشته و براى آنچه موجب خشنودى و ناخشنودى اوست نشان آشكارى قرار داده ، يعنى آيتى محكم را كه از آن باز مى دارد يا بدان فرامى خواند، بنابراين خشنودى و ناخشنودى او در آنچه باقى مانده يكى است .)) (1232)
و در خطبه اى ديگر فرمود: ((آنگاه كتاب را بر او فرو فرستاد كه نورى است كه چراغهايش خاموش نشود، و چراغى كه درخشندگيش فرو ننشيند، و دريايى كه ژرفايش به دست نيايد، و راهى كه گمراهى نينجامد، و پرتوى كه نورش تاريك نشود، و فرقانى كه برهانش فرو نخوابد، بيان روشنى كه اركانش ويران نشود، و درمانى كه از دردهايش بيم نرود، و عزتى كه يارانش ‍ نگريزند، و حقى كه طرفدارانش بى ياور نگردند. قرآن معدن و ميدان ايمان ، چشمه سارها و درياهاى علم ، بوستانها و آبگيرهاى عدالت ، پايه ها و استوانه هاى اسلام ، دره ها و گودالهاى پر آب حق است . دريايى است كه آبكشان آب آن را نتوانند كشيد، و چشمه هايى كه آب برداران خشكش ‍ نتوانند ساخت . آبشخوارهايى كه واردان بى آبش نتوانند نمود، و منزلگاههايى كه مسافران راهش را گم نكنند ، و نشانه هايى كه روندگان از ديدن آنها نابينا نشوند، و تپه هايى كه راهپيمايان از آن گذر نكنند.
خداوند آن را مايه فرونشاندن عطش عالمان ، و بهار خرم دلهاى فقيهان ، و راههاى گشاده صالحان ، و درمانى كه پس از آن دردى نماند، و نورى كه پس ‍ از آن ظلمتى نپايد، و ريسمانى ناگسستنى ، و پناهگاهى دست نايافتنى ، و عزت آن كه خود را بدان نزديك سازد، و در سلامتى براى كسى كه در آن وارد شود، و رهنماى كسى كه از آن پيروى كند و عذر آن كه آن را برگزيند، و دليل كسى كه به وسيله آن احتجاج كند، و حامل كسى كه آن را حمل كند، و مركب آن كه به كارش گيرد، و نشان كسى كه در پى يافتن نشان آن باشد، و سپر كسى كه سپر گيرد، و دانش كسى كه فرا گيرد، و حديث كسى كه روايت كند، و حكم كسى كه داورى نمايد قرار داده است .)) (1233)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.