خانه » كتاب : چهل داستان » سرگذشت مباهله
23

سرگذشت مباهله

سرگذشت مباهله  

بخش باصفاى نجران با هفتاد دهكده تابع خود، در نقطه مرزى حجاز و يمن قرار گرفته است . در آغاز طلوع اسلام ، اين نقطه تنها منطقه مسيحى نشين در حجاز بود كه به عللى از بت پرستى دست كشيده و به آيين مسيح گرويده بودند. پيامبر اسلام (ص ) به موازات مكاتبه با سران دولتهاى جهان و مراكز مذهبى ، نامه اى به اسقف نجران (ابوحارثه ) نوشت و طى آن نامه ، ساكنان نجران را به آيين اسلام دعوت نمود.
جريان (مباهله ) پيامبر اسلام (ص ) با هيئت نمايندگى نجران از حوادث جالب ، تكان دهنده و شگفت انگيز تاريخ اسلام مى باشد. وقت مباهله فرا رسيد قبلا پيامبر (ص ) و هيئت نمايندگى نجران توافقى كرده بودند كه مراسم مباهله در نقطه خارج از مدينه در دامنه صحرا انجام بگيرد. پيامبر (ص ) از ميان مسلمانان و بستگان زياد خود، فقط چهار نفر را انتخاب كرد كه در اين حادثه تاريخى شركت نمايند. و اين چهار تن عبارت بودند از: 1 – حضرت على (ع ) 2 – حضرت فاطمه (س ) 3 – امام حسن (ع ) 4 – امام حسين (ع ). زيرا در ميان تمام مسلمانان نفوسى پاكتر و ايمانى استوارتر از نفس و ايمان اين چهار تن وجود نداشت .
پيامبر اكرم (ص ) فاصله منزل و نقطه اى را كه قرار بود در آنجا مراسم مباهله انجام بگيرد با وضع خاصى طى نمود. او در حالى كه حضرت امام حسين (ع ) را در آغوش ، دست حضرت امام حسن (ع ) را در دست داشت ، فاطمه (س ) به دنبال آن حضرت و على بن ابى طالب (ع ) پشت سر وى حركت مى كردند. گام به ميدان مباهله نهاد و پيش از ورود به ميدان مباهله به همراهان خود گفت : من هر موقع دعا كردم شما دعاى مرا با گفتن آمين بدرقه كنيد. سران هيئت نمايندگى نجران پيش از آنكه با پيامبر (ص ) روبرو شوند. به يكديگر مى گفتند هرگاه ديديد كه محمد (ص ) افسران و سربازان خود را به ميدان مباهله آورد، شكوه مادى و قدرت ظاهرى خود را نشان ما داد. در اين صورت وى يك فرد غير صادق بوده اعتمادى به نبوت خود ندارد ولى اگر با فرزندان و جگر گوشه هاى خود به (مباهله ) بيايد و با يك وضع وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادى ، رو به درگاه الهى گذارد، پيداست كه يك پيامبر راستگو است و به قدرى به خود، ايمان و اعتقاد دارد كه نه تنها حاضر است خود را در معرضر نابودى قرار دهد بلكه با جراءت هر چه تمامتر حاضر است عزيزترين و گرامى ترين افراد نزديك خود را در معرض فنا و نابودى واقع سازد.
هنوز هيئت نمايندگى در اين گفتگو بودند، كه ناگهان قيافه نورانى پيامبر (ص ) با چهار تن ديگر كه سه تن از آنها شاخه هاى شجره وجود او بودند، براى مسيحيان نجران نمايان گرديد و همگى با حالت بهت زده و متحير به چهره يكديگر نگاه كردند و از اين كه او جگر گوشه هاى معصوم ، بى گناه و يگانه دختر و يادگار خود را به صحنه مباهله آورده است ، انگشت تعجب به دندان گرفتند و همگى گفتند كه اين مرد به دعوت و دعاى خود اعتقاد راسخ دارد و گرنه يك فرد مردد، عزيزان خود را در معرض بلاى آسمانى و عذاب الهى قرار نمى دهد.
اسقف نجران گفت : من چهره هايى را مى بينم كه هرگاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهى بخواهند كه بزرگترين كوهها را از جاى بكند فورا كنده مى شوند، هرگز صحيح نيست ما با اين قيافه هاى نورانى و با اين افراد با فضيلت ، مباهله نماييم ، زيرا بعيد نيست كه همه ما نابود شويم و ممكن است دامنه عذاب گسترش پيدا كند، همه مسيحيان جهان را بگيرد و در روى زمين يك نفر مسيحى باقى نماند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.