خانه » كتاب : چهل داستان » رسول خدا در خانه ام سلمه
23

رسول خدا در خانه ام سلمه

رسول خدا در خانه ام سلمه  

در حالى كه عامه نسبت به خاك كربلا روايت ها را نقل كرده اند و مرحوم امينى نيز در كتاب سيرتنا و سنتنا از چند كتاب معتبر عامه ذكر فرموده است .
روزى رسول خدا (ص ) در خانه ام سلمه بود و به او فرمود من مى خواهم قدرى استراحت كنم كسى وارد نشود. رسول خدا (ص ) استراحت فرمود و ام سلمه درب حجره نشسته بود كه اگر كسى بخواهد وارد شود مانع شود. ناگهان حسين (ع ) آمد ام سلمه نتوانست جلويش را بگيرد و بر رسول خدا وارد شد. ام سلمه خواست عذر بياورد كه يا رسول الله (ص ) من نتوانستم از حسين جلوگيرى نمايم كه رسول خدا (ص ) فرمود حسين نور چشم من است يعنى حسين (ع ) استثناء است آمدنش مانعى نداشت آن وقت حسين (ع ) را در دامنش نشانيد و گريه كرد. ام سلمه پرسيد يا رسول الله چرا گريه مى كنيد؟ پيغمبر جريان آينده حسين را فرمود. يكى از مجالس عزادارى پيغمبر (ص ) براى حسين همين مجلس است چند مرتبه در خانه عايشه و چند مرتبه هم در خانه ام سلمه بود كه در كتب عامه نقل كرده اند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.