خانه » اسلام شناسی -مشاوره و تربیت » باور درماني عقلي عرفاني
23

باور درماني عقلي عرفاني

باور درماني عقلي عرفاني

در اين كه باورهاي ديني نگراني ها و غم ها را زائل مي كند شك و شبهه اي نيست. اين كه چرا ما از تلاوت قرآن و دعا آرامش زيادي كسب نمي كنيم يا در تربت سيد الشهدا شفا نمي یابيم به دليل اين است كه باورهاي ما اغلب تقليدي است نه تحقيقي. بافتني است نه يافتني. عقلي ـ فلسفي است نه عقلي ـ عرفاني و قلبي. اين باورها به درد، رنج، عشق ،شادي، كار، گلستان و زندان معنا مي بخشد. وحشي بافقي براي باور قوي
نشانه هايي ذكر مي كند:
اگر گوید در آتش رو، روی خوش **گلستان دانی آتشگاه و آتش
وگر گوید که در دریا فکن رخت**روی با رخت و منت دار از بخت
به گردن پاس داری طوق تسلیم**نیابی فرق از امید تا بیم
نه هجرت غم دهد نی وصل شادی**یکی دانی مراد و نامرادی
اگر صد سال پامالت کند درد**نیامیزد به طرف دامنت گرد
به هر فکر و به هر حال و به هر کار**چه در فخر و چه در ننگ و چه در عار
به هر صورت که نبود نا گزیرت** به جز معشوق نبود در ضمیرت
شعر بالا زبان حال اين داستان است: مأمون رقی می گوید: در محضر سرور و مولایم امام صادق(ع) بودم که سهل بن حسن خراسانی داخل شد، بر امام سلام کرد و نشست. سپس گفت: ای فرزند پیامبر! رحمت و رأفت از آن شماست و شما خاندان امامت هستید، چه چیزی مانع اقدام شما برای گرفتن حکومت اسلامی می شود در حالی که شما همین الان از پیروان خود یکصد هزار شمشیرزن می توانی داشته باشی و آنان پیشاپیش تو شمشیر می زنند؟ امام صادق(ع) به آن مرد خراسانی فرمود: خدا حقت را حفظ بکند بنشین. سپس امام صادق(ع) به حنیفه گفت: ای حنیفه تنور را آتش بزن. حنیفه تنور را آتش زد و تنور یکپارچه آتش شد و اطراف تنور از شدت گرما سفید شد. امام صادق(ع) به آن مرد خراسانی فرمود: بلند شو و خود را به تنور بینداز و در وسط آتش بنشین. خراسانی گفت: سرور و مولایم! مرا با آتش معذب مکن و مرا از این امر معاف بدار، خداوند تو را معاف بدارد. امام به او فرمود: تو را از این کار معاف کردم. در این حال هارون مکی به محضر امام صادق(ع) رسید و کفشش هم در دستش بود و بر امام سلام کرد. امام به هارون مکی فرمود: کفشت را به زمین بینداز و برو در داخل تنور در میان آتش بنشین. هارون مکی کفش خود را زمین انداخت و در میان تنور نشست. امام شروع کرد به گفتگو با آن مرد خراسانی و از اوضاع و احوال خراسان سؤال می کرد. پس از آن به مرد خراسانی فرمود: بلند شو و نگاه بکن و ببین در تنور چه خبر است. مرد خراسانی به تنور نگاه کرد و دید که هارون مکی چهار زانو در میان آتش نشسته است. پس از آن هارون مکی از تنور بیرون آمد و بر ما سلام کرد و نشست. امام به مرد خراسانی فرمود: در خراسان چند نفر مانند این فرد پیدا می شوند؟ خراسانی گفت: به خدا قسم حتی یک نفر هم مانند این فرد پیدا نمی شود. پس از آن امام صادق(ع) فرمود: ما در زمانی که پنج نفر یاور نداریم دست به قیام مسلحانه
نمی زنیم. ما بهتر از دیگران وقت خروج و قیام مسلحانه را می دانیم.[1] قدرت عقيده
عقيده از عقد به معناي گره است. يعني چيزي به عقل و قلب گره خورده است. اهالی یک دهکده تصمیم گرفتند برای نزول باران دعا کنند؛ روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند، اما در این میان تنها یک پسر بچه با خودش چتر آورده بود!
The whole village had gone out and gathered together to pray to God foreign; But among them all, only a little boy had brought an umbrella with him
امام صادق (عليه السلام) فرمود: در خاك حائري كه امام حسين عليه السلام در آن مدفون است شفاى از هر دردى است و امان از هر ترسى است.[2] ابوبکر حضرمى از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است: اگر مریضى از مومنین که حق و حرمت امام حسین علیه السلام را بشناسد، به اندازه سر انگشتى از خاک قبرش بردارد براى او دواء و شفاست.[3] از امام صادق (علیه السلام) پرسیده شد که چگونه است که انسانی از خاک قبر امام حسین علیه السلام استفاده می کند و نتیجه می گیرد و شخصی دیگری از خاک استفاده می کند ولی نتیجه نمی گیرد؟حضرت فرمودند: قسم به خدائی که غیر از او کسی نیست، هیچ کس از تربت امام حسین علیه السلام استفاده نکرده در حالی که «عقیده داشته» که خدا به وسیله آن نفع می دهد مگر اینکه نتیجه گرفته. [4] از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که می فرمودند: خاک قبر امام حسین علیه السلام شفاء از هر دردی است و امان از هر خوف و اضطرابی است، البته برای کسی که با این نیت و عقیده آن را بگیرد.[5]

پی نوشت :
1.بحارالانوار، ج ۴۷، چاپ بیروت، ص ۱۲۳، ح ۱۷۲، باب ۲۷ – سفینه البحار، ماده هرن – منتهی الامال، ج ۲، ص ۲۶۷، چاپ هجرت .
2. سئل عن الصادق (علیه السلام) يَأْخُذُ الْإِنْسَانُ مِنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَيَنْتَفِعُ بِهِ وَ يَأْخُذُ غَيْرُهُ وَ لَا يَنْتَفِعُ بِهِ فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا يَأْخُذُهُ أَحَدٌ وَ هُوَ يَرَى أَنَّ اللَّهَ يَنْفَعُهُ بِهِ إِلَّا نَفَعَهُ بِهِ. (مکارم الاخلاق، ص ۱۶۷)
3. وَ رَوَى أَبُو بَکْرٍ الْحَضْرَمِیُّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ لَوْ أَنَّ مَرِیضاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ یَعْرِفُ حَقَّ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ حُرْمَتَهُ أَخَذَ لَهُ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) مِثْلَ رَأْسِ الْأَنْمُلَهِ کَانَ لَهُ دَوَاءً وَ شِفَاء. (کامل الزیارات، ص۴۶۵)
4.سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ‏ إِنَّ فِي طِينِ‏الْحَائِرِ الَّذِي فِيهِ الْحُسَيْنُ عليه السلام شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ.(كامل الزيارات، ص467)
5. عَنْ جابربن یزید الجعفی قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدِبْنِ علی علیه السَّلَامُ یقول : طین قَبْرِ الحسین علیه السَّلَامُ شِفَاءٌ مِنْ کل دَاءٍ وَ أَمَانٌ مِنْ کل خَوْفٍ وَ هولمَن أَخَذَلَهُ (وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۱۱ )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.