23

به نام خدا

به نام خدا

🔸یک روز موتور شوهرخواهرم را از جلوی منزل مان دزدیدند، عده ای دنبال دزد دویدند و موتور را زدند زمین. ابراهیم رسید و دزد زخمی شده را بلند کرد…

نگاهی به چهره وحشت زده اش انداخت و به بقیه گفت: اشتباه شده! بروید…
ابراهیم دزد را برد درمانگاه و خودش پیگیر درمان زخمش شد.

آن بنده خدا از رفتار ابراهیم خجالت زده شد. ابراهیم از زندگی اش سوال کرد، کمکش کرد و برایش کار درست کرد.

❤️طرف نماز خوان شد، به جبهه رفت و بعد از ابراهیم در جبهه شهید شد…

🔅راوی: خواهر شهید

✅ @Ebrahimhadi

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.