بایگانی روزانه: فوریه 23, 2018

از نخبگان شهر بروجرد بود.

❄️معرفی کتاب❄️ از نخبگان شهر بروجرد بود. از آنها که در دوران انقلاب خودش را وقف نهضت اسلامی نمود. 🔆بینش باز و افق دید بالایی داشت. با بسیاری از منافقین بحث میکرد و اشتباه فکری آنها را یادآور می‌شد. چندین نفر از منافقین را …

ادامه نوشته »

در لحظہ ے شهادت ترڪشے بہ پهلویش اصابت ڪرد.

در لحظہ ے شهادت ترڪشے بہ پهلویش اصابت ڪرد. ❄️وقتے بہ زمین افتاد از ما خواست ڪہ او را بلند ڪنیم. ✅وقتے روے پایش ایستاد رو بہ ڪربلا دستش را بہ سینہ نهاد و آخرین ڪلام را بر زبان جارے ڪرد ♦️السلام علیڪ یا …

ادامه نوشته »

ساخت خانه❄️

ساخت خانه❄️ پدر شهید امیر حسین سیفی می‌گفت: می‌خواستیم پسرم را زن بدهیم، قرار شد دو تا اتاق روی خانه خودمان بسازیم اما مشکلی داشتیم. ✳️مأمور شهرداری هر روز از کوچه ما رد می‌شد. گرفتن جواز هم هزینه داشت. برای همین عروسی پسرم عقب …

ادامه نوشته »

اواخر سال

معرفی کتاب❄️ اواخر سال 1394 و پس از تلاش بسیار، کتاب تاشهادت توسط گروه شهید هادی منتشر شد. ✳️این کتاب حکایت هایی است از آنها که گذشته خوبی نداشتند، مانند احمد بیابانی توبه کردند و خداوند آنها را درجمع خوبان پذیرفت. ✅این کتاب چهل …

ادامه نوشته »

اصفهان❄️

اصفهان❄️ با احمد رفته بودیم اصفهان. با یکی دو نفر بگو مگو شد. 💢یکباره یک دعوای حسابی راه افتاد. فردا صبح به دادگاه اصفهان رفتیم. قاضی نگاهی کرد و گفت: احمد بیابانی شما هستی؟! ✳️نگاهی به پرونده ها کرد و گفت: شما چیکار کردی، …

ادامه نوشته »

💠السَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ💠

💠السَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ💠 سردارشهید زین الدین فرمانده لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب (ع) می‌گفت: 🌺هر گاه شهدا را در شب جمعه یاد کردید ، آنها شما را نزد اباعبدالله الحسین (ع) یاد می کنند.

ادامه نوشته »

پاراچنار❄️

پاراچنار❄️ در شمال پاکستان و در منطقه ای که در مرز افغانستان واقع شده، پاراچنار قرار دارد. 🔆مردم این منطقه همگی شیعه و بسیار علاقمند به جمهوری اسلامی هستند. 💢تصویر رهبر انقلاب و حتی شهدای دفاع مقدس در منازل بیشتر شیعیان پاراچنار قرار دارد. …

ادامه نوشته »

فاجعه منا❄️

فاجعه منا❄️ پدر شهیدان فخارنیا در صبح روز عید قربان به سراغ مدیر کاروان رفت و گفت: برویم برای رمی جمرات؟ ✳️مدیر کاروان گفت: حاج آقا شما نه! برای شما نایب می‌گیرم. وقتی تعجب حاجی را دید گفت: دیشب فرزند شهید شما به خواب …

ادامه نوشته »

کارگر❄️

کارگر❄️ در قم طلبه بود. با شهیدان میثمی هم حجره بودند. 🌷مصطفی ردانی پور یک عاشق واقعی بود. سه شنبه ها با دوستانش با پای پیاده عازم جمکران بود. ✳️وقتی مریض شد، برادرش به دیدنش آمد. وسایلش را جمع کرد تا به اصفهان برگردند. …

ادامه نوشته »