بایگانی روزانه: آوریل 6, 2019

🌺پول نه، محبت می‌خواهم💐

🌺پول نه، محبت می‌خواهم💐 🌺زهرا کوچولو که از صبح برای صحبت با پدرش لحظه شماری کرده بود، بالاخره غروب پدرش را دید. با خوشحالی رفت پیش بابایش و گفت: بابا بابا! بابا، ولی پدرش طوری مشغول دیدن تلویزیون شد که انگار صدای دخترش را …

ادامه نوشته »

شیعہ ی عثنی عشر را ولی الله رهبر است

جانَم آقا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ😍👌 شیعہ ی عثنی عشر را ولی الله رهبر است ڪوروش و سهراب و رستم بر مقامش نوکر است سر دَرِ ڪاخان هر مُلڪ و قلمرو حڪ ڪنید پادشاه و امپراطور دو دنیا حیدر است… #اللهم‌عجل‌الولیک‌الفرج #فقط‌حیدرامیرالمومنین‌است

ادامه نوشته »

✨السَّلامُـ عَلی صِراطِ اللّٰهِ المُسْتَقِیمـ✨

✨السَّلامُـ عَلی صِراطِ اللّٰهِ المُسْتَقِیمـ✨ کنایه ای زد خدا ؛ و تو را رویِ دستانِ کعبه، رونمایی کرد ! ☀️ کنایه_فهم ها گرفتنــد ؛ جاده ی توحید، جز تو راهنما ندارد ! تولدت مبارک؛ بزرگترین شاهکار خدا | #علی ؛ #آیت_الله_الکبری | @ostad_shojae

ادامه نوشته »

⭕️ وقتی خودمحوری پا جای حقیقت میگذارد

⭕️ وقتی خودمحوری پا جای حقیقت میگذارد 🔹 یکی دیگر از ویژگی های جریان سازان این است که همواره خودشان را به جای حقیقت، اصل و محور قرار می دهند و چون خود را دارای کرامات و توانمندی های بسیاری نشان داده اند، مریدانشان …

ادامه نوشته »

🔆 امام مهدی فرمودند : هیچ چیز مانند نماز،

📌 #طرح_مهدوی 📝 #از_زبان_پدر 🔆 امام مهدی فرمودند : هیچ چیز مانند نماز، بینی شیطان را به خاک نمی مالد، پس نماز بخوان و با آن بینی شیطان را به خاک بمال. 💠 #روزشمار_نیمه_شعبان @Mahdiaran

ادامه نوشته »

سالهاست روزگار ما، شبیه روزهایِ آخرِ اسفند میگذرد….

#حساب_کتاب ✍️ شلوغ پلوغی های آخر سال، شبیه بهم ریختگی هایِ دنیا، قبل از آمدنِ توست…. این روزها همه می دَوَند… تا در لحظه ای که بهار پاگشا میشود؛ آرامشِ حلولش را در کنار هفت سین شان، حس کننـــد…. و من به این فکر …

ادامه نوشته »

و یُحْیِی الْاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا…✨

و یُحْیِی الْاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا…✨ بهار، نوید خداست برای آغازی دوباره! مهربانی هایَش لابه لایِ بوته هایِ خُشکــ دوباره جوانه زده🌱 ! و باز دلبری میکند … بـــر بومـِ هزار رنگِ دنیا ! بهار یعنی؛ از نو، مهربانی ببار… بر آنکه دلش از مِهرت، …

ادامه نوشته »

سراسیمه بود و نگران، بی قرار و دستپاچه.

سراسیمه بود و نگران، بی قرار و دستپاچه. حال پسرش خوب نبود. از بیمارستان اینطور خبر داده بودند. پرسید چه کار کنم؟ گفتم: عریضه بنویس برای حضرت صاحب الامر. بیندازش به آب. تنها راهت همین است. بلد نبود. گفتم: فرض کن امام زمان علیه …

ادامه نوشته »