خانه » اسلام شناسی -شهدا » شهيد علي عناصريان
23

شهيد علي عناصريان

کلام شهدا

ببینیم كه وقتی به نماز می‌ایستیم تا چه اندازه از خود هجرت می‌كنیم و به سوی خدا پرواز می‌نمائیم. این هجرت از خود و پرواز و طیران به سوی او، انعكاس ایمان و غور و تحقیق و بررسی فكری و قلبی ما درباره خداست. شهيد علي عناصريان

خاطره اي از شهدا

یك روز مسئول اردوگاه اعلام كرد: اسیران اردوگاه را به زیارت كربلا مى‏ بریم، اما به یك شرط. بچه‏ها پرسیدند: چه شرطى؟ گفت: به نفع ایران تبلیغات نكنید. بچه‏ها یك صدا گفتند: پس شما هم باید قول بدهید به نفع عراق و ارتش خود تبلیغ نكنید. او پذیرفت. بعد از بازگشت از كربلا، اتوبوسهاى حامل بچه‏ها یك ساعت در بغداد توقف كرد. عراقیها بچه‏ها را در گوشه‏اى از میدان بزرگ شهر پیاده كردند. یكى از برادران سپاهى به نام جبار نصر عكس بزرگى از صدام روى یكى از اتوبوسها دید. بعد هم دیگر اسیرها به موضوع پى بردند و همه با هم فریاد كشیدند: تا وقتى عكس صدام را از بدنه اتوبوس جدا نكنید، حتى اگر همه را تیر باران كنید، سوار اتوبوس نمى‏شویم. افسران عراقى خواستند بچه‏ها را فریب دهند، ولى آنها یك صدا گفتند: چون شما به قول خود وفا نكردید، سوار اتوبوس نمى ‏شویم، مگر آنكه عكس صدام را بردارید. رفته رفته به تعداد عابران هم افزوده مى‏شد. آنها در گوشه‏اى ایستاده و با اضطراب به اسراى ایرانى چشم دوخته بودند. افسرى كه به دستور او عكس صدام را به اتوبوس چسبانده بودند، مى‏دانست هیچ سرباز و درجه دارى شهامت كندن عكس را ندارد. براى همین، ستونى از نیروهاى نظامى را مانند دیوارى جلوى اتوبوس مزبور نگاه داشتند، آن گاه عكس را برداشت
منبع :

00100

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.