|
|
خاطره
چند روزى بود كه در گردنه اسد آباد، در يك قرار گاه بوديم .شرايط ما طورى بود كه به علت آغاز عمليات مرصاد در معرض حملات دشمن بوديم و احتمال سقوط قرارگاه وجود داشت . به همين دليل همه تجهيزات و مهمات را بار ماشين ها كرده بودند و نيروها هم آماده بودند كه در صورت تهاجم دشمن به قرارگاه ، بدون دادن تلفات و خسارت قرارگاه را ترك كنند. به بنده هم گفتند شما هم آماده باشيد كه در صورت خطر به عقب برويم .ما حتى در آن شرايط بحرانى از نماز غافل نشديم ، بلكه بعد از نماز، به اهل بيت متوسل شديم و سوره يس را خوانديم . بعد از ساعتى خبر آمد كه دشمن با خاك و خون يكسان شده و خطر تهاجم منافقين از بين رفته است . |