نتبجه كار و كارگرى

نتبجه كار و كارگرى  

عصر پيامبر(ص ) بود، يكى از اصحاب ، از نظر معاش زندگى در فشار بسيار سختى قرار گرفت ، همسرش به او گفت : (كاش به حضور پيامبر(ص ) مى رفتى و از او چيزى مى خواستى ).
او به حضور پيامبر(ص ) آمد، وقتى كه پيامبر(ص ) او را ديد، فرمود:
من سالنا اعطيناه ، و من استغنى ، اعناه الله
(هر كس از ما سؤ ال كند، به او عطا مى كنيم ، و هر كس بى نيازى جويد، خداوند او را بى نياز مى سازد).
صحابى با خود گفت : مقصود پيامبر(ص ) از اين سخن ، جز من كسى نيست ، و به سوى همسرش باز گشت و سخن پيامبر(ص ) را به او خبر داد.
زن گفت : رسول خدا(ص ) بشر است (از حال تو اطلاع ندارد) نزد او برو و وضع خود را بيان كن .
صحابى ، بار ديگر به حضور پيامبر(ص ) آمد، در اين هنگام نيز وقتى كه پيامبر(ص ) او را ديد فرمود: (كسى از ما سؤ ال كند به او عطا مى كنيم ، و هر كسى بى نيازى جويد، خداوند او را بى نياز مى سازد).
اين رفت و آمد صحابى نزد رسول خدا(ص ) و همسرش ، سه بار تكرار شد، سر انجام صحابى تصميم گرفت ، دنبال كار برود، از خانه بيرون آمد و كلنگى از يك نفر عاريه كرد و به طرف كوهستان رفت ، مقدارى هيزم در بالاى كوه بريد و جمع كرد و به مدينه آورد، و آن را به پنج سير آرد فروخت ، آن آرد را به خانه برد و نان پخت و خورد، فرداى آن روز به كوهستان رفت و هيزم بيشترى فراهم فراهم كرد، و به شهر آورد و فروخت ، و كم كم از پس انداز كارش ، يك كلنگ خريد، و دنبال كارش را گرفت و كم كم از اندوخته اش دو شتر و يك غلام خريد، تا اينكه ثروتمند و بى نياز گرديد.
آنگاه به حضور پيامبر(ص ) آمد و ماجراى كار و در آمد خود را به عرض آن حضرت رسانيد، و رفت و آمد قبل خود را به حضور پيامبر(ص ) و جواب آن حضرت را، ياد آورد شد، پيامبر(ص ) فرمود (من به تو گفتم ؛ هر كس از ما سؤ ال كند، به او عطا مى كنيم و اگر از ما بى نيازى جويد، خداوند او را بى نياز مى كند).(440)

خون خواهی رهبر شهید
خون خواهی رهبر شهید
                   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.