#یاامامرضا
سالها پیش از انقلاب اسلامی، یکی از علمای مشهد، امام رضا علیه السلام را در خواب میبینند که به او میفرمایند: الان به فلان پاسگاه انتظامی برو و ضمانت شخصی که در زندان است را از طرف ما انجام بده!
او میگوید وقتی از خواب پریدم، سریع آماده شده و شبانه راهی پاسگاه انتظامی مورد نظر شدم.
مسئول پاسگاه مرا شناخت و خیلی احترام گذاشت، گفتم من امشب آمدهام ضمانت یک زندانی شما را انجام دهم.
او با تعجب گفت من امشب یک زندانی بیشتر ندارم که فردا به خاطر شکایتی که از او شده باید به دادگاه برود، آن هم یک زن بدکاره است. البته به دلیل دیگری بازداشت شده!
آن عالم خیلی تعجب کرد وگفت امکان دارد این زندانی را ببینیم؟
همراه با رئیس پاسگاه به زندان رفته و با تعجب دیدند این خانم سر به سجده گذاشته. او سرش را بالا کرد و نگاهی به آنها نمود.
به آن عالم گفت شما را امام رضا فرستاده؟
عالم با تعجب گفت: بله، گفت پس هرچه که از آن آقا میگویند صحیح است. من زن بدی هستم، هر گناهی از من سر زده، اما امروز مرا بی دلیل بازداشت کردند. وقتی در این زندان تنها بودم در دلم با امام رضا صحبت کردم و گفتم: مردم مشهد از شما خیلی تعریف میکنند، ولی من چیزی از شما ندیدهام، شما میدانید که مرا بیدلیل گرفتهاند، اگر امشب مرا از این زندان آزاد کنید، به شما و مذهب شما اعتقاد پیدا میکنم و قول میدهم کارهای گذشته را ترک کنم.
آن عالم همراه با مسئول پاسگاه، شبانه پیگیری لازم را انجام دادند و با وساطت ایشان، همان شب این زن آزاد شد.
این عالم میگفت: امام مردم را به سوی خداوند هدایت می کند. یکی را با رویای صادقه، یکی را با یک اشاره و… همین رویا و اتفاق باعث شد این زن تغییر کند، مومن و محجبه شود و هر روز به زیارت امام رضا برود. سالها بعد، او به یکی از زنان متدین مشهد تبدیل شد.
با شهید ابراهیم هادی همراه باشید👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63