خاطرات شهید سید مصطفی خادمی…

خاطرات شهید سید مصطفی خادمی…

🔰مقام معظم رهبری:
یاد و خاطره شهداء کمتر از شهادت نیست.

🌹#شهدا_را_یاد_کنیم، حتی با ذکر یک صلوات.

کارتن را به بدنش می‌چسباند و از دور برای بچه‌ها دست تکان می‌دهد. قدم‌هایش را تند می‌کند، با هر قدمش مشتی خاک از روی زمین بلند می‌شود.
_سلام رفقا، سلام، سلام حسن آقا، سلام محمد جون.
کارتون و کوله‌اش را به یکی از بچه‌ها می‌دهد و با بقیه دیده بوسی می‌کند.
_مرخصی خوش گذشت حاج مصطفی؟
_اوووو کو تا حاجی‌شم؟ جای شما خالی. یه سوغاتی خوبم آوردم واستون برید دعام کنید.
همه چشم‌ها برق می‌زند.
مصطفی کارتون را پس می‌گیرد و روی زمین می‌گذارد.
_ایناها سوغاتیتون تو این جعبه است. فقط یکم ازش فاصله بگیرید.
_سید مین برامون آوردی؟
بچه‌ها می‌خندند.
_دستت درد نکنه مصطفی جون اینجا تا دلت بخواد مین هست زحمت کشیدی.
مصطفی در جعبه را باز می‌کند و یک مرغ درشت از آن بیرون می‌پرد.
_این چیه پسر!؟ مرغ آوردی اینجا چیکار!؟
مصطفی به مرغ نگاه می‌کند و می‌گوید:
«دیدم همیشه خورده نون و برنج‌های باقی مونده حیف و میل میشه گفتم یه مرغ بیارم
بخورتشون که برکت خدا دور ریخته نشه.»
حسن نگاهی به مرغ می‌کند:
_ماشالله چاق و چله هم هست می‌ترسم غذا واسه خودمونم نذاره.

🥀 شهید #سید_مصطفی_خادمی
📙 #سجده_بر_موج‌ها
🖋 #سارا_تقی_زاده

برای خرید کتاب کلیک کنید👇
🔗https://ketabejamkaran.ir/158076

☀️#روزنگار
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.