دوراهی برای رفتن به جشن نیمه‌شعبان آماده می‌شد.

دوراهی

برای رفتن به جشن نیمه‌شعبان آماده می‌شد. بهترین لباسش را پوشید، موهایش را شانه کرد و لباسش را عطر زد.
با لبخند در آینه به خودش نگاه کرد، اما خوشحالی‌اش به سرعت تبدیل به شرمندگی شد. شرمندگی از کم‌کاری در سالی که گذشت و سهم اندک امام در زندگی‌اش.

📖 #داستانک

🗓 ۸ روز مانده تا #نیمه_شعبان

✅ رسانه مهدیاران
@mahdiaran

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.