ُوَالرَزّاق
مقدمه
یکی از مباحث در فقه اسلامی، جایگاه و کارکرد دو واجب مالی مهم یعنی خمس و زکات است. این دو فریضه افزون بر ماهیت عبادی، نقشی عمیق در تنظیم قسط و توزیع عادلانه ثروت در جامعه دارند. با این حال، مطالعه تطبیقی قرآنی و منابع روایی نشان میدهد که نسبت توجه قرآن و اهل بیت به این دو واجب، تفاوت معناداری دارد و این تفاوت در بستر تاریخی و سیاسی زمانه قابل تحلیل است.
۱. مصارف انفاق (صدقه و خمس) و نبود اشاره به متعلقات آن در قرآن
در قرآن کریم، آیات مربوط به صدقه (زکات) و خمس بیشتر ناظر به “مصارف” این اموال است تا متعلقات آنها.
خداوند در آیه ۶۰ سوره توبه، مصارف صدقه (زکات) را در هشت بخش ذکر میکند:
«إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ …»
و در سوره انفال، آیه ۴۱، مصارف خمس را برمیشمرد:
«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّـهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ …»
امّا هیچ آیهای در قرآن به طور مشخص بیان نمیکند چه چیزهایی شامل خمس یا صدقه (زکات) میشوند.
در مقابل، این “متعلقات” و جزئیات در روایات اهل بیت به تفصیل آمده و فقها بر اساس همین روایات احکام آن را استخراج کردهاند. این تفاوت نشان میدهد که قرآن بیشتر بر حکمت، روح و کارکرد اجتماعی انفاق تأکید دارد تا بر جزئیات فقهی و اجرایی آن.
۲. تمرکز بیشتر قرآن بر زکات تا خمس
در قرآن بیش از ۳۰ آیه به زکات اشاره دارد و جالب آنکه در اغلب این موارد، زکات در کنار «صلوة» ذکر شده است؛ گویی نوعی تلازم میان عبادت فردی (جمعی) و مسئولیت اجتماعی را یادآوری میکند. اما در مورد خمس، تنها یک آیه وجود دارد. [لازم به ذکر است که صلوة در قرآن، جماعت باید اقامه شود، اما فُرادا “هم” میتواند آن را خواند!]
این تفاوت از نظر بسامد واژگانی و ساختار معنایی، نشان میدهد که قرآن بر زکات به عنوان نظامی فراگیر و عمومی در جامعه اسلامی تأکید دارد!
۳. تأکید روایات اهل بیت بر خمس در برابر زکات
با این حال، در روایات مأثوره از اهل بیت مسیر برعکس به نظر میرسد. در سیره و احادیث ایشان، خمس جایگاه پررنگتری دارد و اهل بیت از شیعیان خود عمدتاً خمس طلب میکردند، نه زکات.
در موارد متعدد، وقتی از ایشان درباره تعلقات زکات به اموال جدید یا شرایط خاص سؤال میشد، پاسخ میدادند که زکات بر آن واجب نیست، اما در موارد مشابه دستور پرداخت خمس صادر میکردند.
این تفاوت صرفاً فقهی نیست بلکه ریشه “سیاسی” و اجتماعی دارد. چون جمعآوری زکات برعهدهی حکومت اسلامی است، که اهلبیت عصمت و طهارت، حکومتهای اموی و عباسی را «خلفای جور» میدانستند؛ پس پرداخت زکات به آن حکومتها به معنای تقویت نظام ظالم بود.
از همین رو ائمه با کاهش متعلقات زکات، حکومت وقت را از منابع مالی محروم کردند، و در عوض با گسترش دامنه خمس، نوعی استقلال مالی برای جامعه شیعی و شبکه وکالت خود ایجاد نمودند. این سیاست دقیق، ضمن حفظ مشروعیت دینی، پشتوانهی مالی جریان امامت را تأمین میکرد.
۴. تغییرپذیری متعلقات زکات و خمس در سیرهی اهل بیت
در مطالعه تاریخی روایات دیده میشود که ائمه اطهار بسته به شرایط زمانه، در تعیین متعلقات خمس و زکات، انعطافپذیر عمل کردهاند. گاه مواردی را افزوده یا کاستهاند تا مصلحت جامعه اسلامی حفظ شود.
اما پرسش مهم امروز این است:
چرا فقهای معاصر، علیرغم این روح تطبیقپذیر در سیره ائمه، هنوز متعلقات خمس و زکات را بر دادههای ۱۴ قرن پیش منجمد کردهاند؟
چگونه ممکن است کشاورزی در یک روستای دورافتاده بابت چند کیلو خرما یا کشمش موظف به پرداخت زکات و خمس باشد، اما کارخانجات عظیم، بانکها، شرکتهای بورسی، تجاری، صنعتی و صاحبان سرمایههای میلیاردی که اقتصاد کشور را میچرخانند، عملاً مشمول پرداخت این وجوه به شکلی منسجم نباشند؟
۵. نقد نظام کنونی و ضرورت بازنگری فقهی
فقه پویا و حکومتی باید بتواند بر اساس کارکرد دین (که قسط میباشد)، احکام مالی را در عصر جدید بازتعریف کند. ادامه دادن به فهرستی از متعلقات مانند «گندم، جو، خرما، کشمش و شتر» در جامعهای صنعتی و پیچیده، فاصلهای آشکار از روح شریعت است.
اگر انفاق (صدقه، زکات و خمس) ابزارهای تأمین قسط و عدالتاند، باید با واقعیت اقتصادی روز، یعنی گردش مالی کارخانهها، شرکتها، سرمایههای دیجیتال و داراییهای مدرن پیوند بخورند. این همان فقه پویاست است که اهل بیت خود نمونه عملی آن بودند.
✍️ بَیِّنات | بهرام برادری
@bahrambaradari
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


