هرگاه مصطفي به تو گرم نظاره بود

هرگاه مصطفي به تو گرم نظاره بود
از بهر او وصال تو فيضی دوباره بود

بر ذره ذره پيكر خورشيدي‌ات قسم
خورشيد آسمان به تو غرق نظاره بود

ه رلاله‌اي زداغ تو با داغ خو گرفت
صحراي لاله‌گون اُحد پُرشراره بود

دل گركه سنگ بود ز سوگ تو آب شد
ای آنكه بستر تن تو سنگ و خاره بود

هر عضو پيكرت ز شهادت نشانه داشت
چون پيكر حسين تنت پاره پاره بود

عنوان سيدالشهدائي سزاي توست
اي آنكه زخم‌های تنت بی شماره بود

زهرا ز داغ روي تو پيوسته گريه كرد
اين آسمان عصمت حق، پُر ستاره بود

تنها نشد مدينه به سوگ تو نوحه‌گر
قبر شريف و پاک تو دارالزياره بود

در اين حديثِ درد «وفائي» به گريه گفت:
مقصود من ز شرح غم تو، اشاره بود

✍️ #سیدهاشم_وفایی

 

__________________________
#حمزه_سیدالشهداء
#قواعدالخطابه_خراسان
کانال تخصصی اصول و محتوای سخنرانی دینی
https://eitaa.com/qawaeidialkhitabh
┈••••✾•📚قواعدالخطابه خراسان📚┈••••✾•

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.