114 پيام جانان

114 پيام جانان

روزها فكر من اينست و همه شب سخنم
كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
از كجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود؟
به كجا ميروم آخر ننمائى و طنم
من به خود نامدم اينجا كه به خود باز روم
آنكه آورد مرا، باز برد تا و طنم
مرغ باغ ملكوتم ،نيم از عالم خاك
چند روزى قفسى ساخته اند ازبدنم
خرم آن روز كه پرواز كنم تا بر دوست
به هواى سر كويش ،پر و بالى بزنم
خرم آن روز كز اين منزل ويران بروم
راحت جان طلبم وز پى جانان بروم
خون خواهی رهبر شهید
خون خواهی رهبر شهید
                   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.