🔹در آیه بعد، قرآن گروه مقابل را معرفی می‌کند:

(بخش سوم)
🔹در آیه بعد، قرآن گروه مقابل را معرفی می‌کند: «والذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نُزّل علی محمد». سپس بیان می‌کند که کسانی که ایمان آورده‌اند، عمل صالح انجام داده‌اند و به آنچه بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده ایمان دارند، در جبهه حق قرار گرفته‌اند و فرجام دیگری خواهند داشت. حتی مشکلات و موانعی که در مسیر آنان وجود دارد نیز به لطف الهی برطرف می‌شود. در ادامه سوره، چندین بار استدلال ارائه می‌شود. قرآن تنها به بیان نتیجه اکتفا نمی‌کند، بلکه دلیل آن را نیز توضیح می‌دهد. به همین جهت درباره کسانی که کفر ورزیده‌اند و گفته شد اعمالشان فرجامی ندارد، می‌فرماید: «ذلک بأن الذین کفروا اتبعوا الباطل»؛ زیرا آنان از باطل پیروی کردند. پیش‌تر نیز عرض شد که مفهوم «باطل» چیزی است که هدف حقیقی ندارد و بیهوده است. وقتی چیزی هدف واقعی نداشته باشد، طبیعتاً فرجامی نیز نخواهد داشت. آنچه این افراد به عنوان هدف معرفی می‌کنند، در حقیقت هدف‌های موهوم است. همین معنا در مفاهیمی مانند «لهو» و «لعب» نیز مطرح می‌شود. «لهو» یعنی چیزی که هدف حقیقی ندارد، و «لعب» یعنی چیزی که انسان را از هدف واقعی بازمی‌دارد؛ یعنی انسان را به سوی هدفی خیالی و اعتباری می‌کشاند. قرآن در چندین موضع این حقیقت را بیان می‌کند و دلیل آن را نیز توضیح می‌دهد.

🔸پس از سوره محمد، سوره فتح قرار دارد که آن هم دقیقاً با همین فضا آغاز می‌شود. ابتدای سوره می‌فرماید: «إنا فتحنا لک فتحاً مبیناً»؛ یعنی ما برای تو گشایشی آشکار فراهم کردیم، این بن‌بست‌ها را برداشتیم و پیروزی را به شکلی روشن و آشکار محقق ساختیم. در آیاتی که درباره فتح، پیروزی، بن‌بست‌شکنی و عبور از موانع سخن می‌گویند، قرآن یک نکته بسیار مهم را برای مؤمنان بیان می‌کند؛ برای روشن‌تر شدن این مطلب، مناسب است به سوره مائده نیز توجه کنیم. در آنجا قرآن درباره همین موضوع پیروزی تعبیری دارد و می‌فرماید که چه‌بسا خداوند فتح را برای شما بیاورد. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‌فرمایند که واژه «عسی» در اینجا به معنای احتمال یا شاید نیست، بلکه معنای قطعی دارد؛ یعنی خداوند حتماً فتح را برای شما خواهد آورد.

🔹در جلسات گذشته، در بحث «جاهلیت مدرن» به این آیات اشاره شد. یکی از تعابیر قرآن این است: «أفحکم الجاهلیة یبغون»؛ آیا به دنبال حکم جاهلیت هستید؟ این تعبیر، نوعی توبیخ است. سپس می‌فرماید: «ومن أحسن من الله حکماً لقوم یوقنون»؛ چه کسی از خداوند در حکم کردن بهتر است؟ پس از آن، قرآن توصیه می‌کند که یهود و نصارا را اولیای خود قرار ندهید و گمان نکنید اگر از مسیر خود خارج شوید و به آنان تکیه کنید، این کار به سود شما خواهد بود. در آیه بعد، که همان آیه ۵۲ سوره مائده است، می‌فرماید: «فعسی الله أن یأتی بالفتح أو أمر من عنده»؛ چه‌بسا خداوند فتح یا فرمانی از جانب خود برای شما بیاورد. پس از آن، قرآن توصیه می‌کند که یهود و نصارا را اولیای خود قرار ندهید و گمان نکنید اگر از مسیر خود خارج شوید و به آنان تکیه کنید، این کار به سود شما خواهد بود. اکنون وارد جزئیات آن بحث نمی‌شوم. مرحوم علامه طباطبایی مقصود از «مرض قلب» را قلب جسمانی انسان نمی‌داند. بلکه می‌فرماید منظور از قلب در فرهنگ قرآن، همان مرکز اندیشه، تعقل، تصمیم‌گیری و اراده انسان است؛ جایی که انسان داده‌های خود را بررسی می‌کند، درباره آن‌ها تصمیم می‌گیرد و سپس بر اساس آن تصمیم عمل می‌کند.

🔸مرحوم علامه طباطبایی در ادامه بحث مقصود از «قلب بیمار» توضیح می‌دهد که هرگاه انسان دچار تردید شود و از فطرت خود فاصله بگیرد، یعنی از اطمینان به خدا، ایمان به خدا و اعتماد به هدایت‌های الهی خارج شود، قلب او از سلامت طبیعی خود خارج می‌شود و به تدریج کدر و ناصاف می‌گردد. هنگامی که این انحراف و اعوجاج در انسان شکل بگیرد و از مسیر فطرت فاصله بگیرد، طبیعتاً از مسیر صحیح نیز منحرف خواهد شد.

🔹پیش‌تر در جلسات گذشته نیز اشاره شد که از نگاه قرآن، فطرت انسان همان مسیر حقیقی دین است. دینی که از آن سخن می‌گوییم، در حقیقت تشریع همان فطرتی است که انسان بر اساس آن آفریده شده است. از همین رو، مسیر فطرت مسیر درست است. قرآن می‌فرماید: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا… حَنِيفًا» یعنی این همان راه مستقیم و صحیح است. اگر انسان از این مسیر فاصله بگیرد، طبیعتاً گرفتار کژی و انحراف می‌شود. وقتی انسان دیگر نتواند حق را درست تشخیص دهد، همان بیماری قلب پدید آمده است. در این حالت، قلب دیگر کارکرد صحیح خود را ندارد و نمی‌تواند درست عمل کند.

✅ @saeedjalily

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.