💥 #آسیبشناسی در چارچوب رویکرد #روایت_شکست، سودی ندارد.
#آسیبشناسی اگر در ذیل #روایت_فتح باشد، به سکوی پرش تبدیل میشود.
🔰 آیتالله میرباقری:
1⃣ در روایت فاتحانه از میدان مبارزه، آسیبشناسی هم معنا دارد و اتفاقاً وسط روایت فتح باید نقطهضعفها را هم بگوییم تا برطرف شود و بیشتر جلو برویم، واِلّا اگر روایت شکست کنیم، بیان ایراد و موعظه، سودی ندارد.
شما اگر روایت فتح نکنید اصلاً صحبت از نقطهضعفها بیمعناست. نقطهضعفها آنوقتی به سکوی پرش و تربیت تبدیل میشوند که در درون روایت فتح دیده بشوند. برای مثال، من اگر احساس کردم در تهذیب نفس شکستخورده هستم، حالا مدام بگویی «تو حسودی، بخیلی، متکبری!»، خب، چه کار میتوانم بکنم؟ آدمِ شکستخورده، حوصله ندارد فکر کند که عیب و ایرادش چیست!
ولی وقتی روایت فتح ارائه میکنی، انگیزه دارم و بهسمت تدارک این نقطهضعفها حرکت میکنم.
2⃣ فلان مسئول هم، آنهنگامی انتقاد شما را قبول خواهد کرد که بگویید «مسیر تو، مسیر پیروزی است، اما فلانجا داری بد قدم برمیداری و لغزش داری».
من نمیخواهم از کسی دفاع کنم، میخواهم بگویم گاهی موضعگیریهای ما و روش انتقاد ما صحیح نیست؛ انتقاد، قواعد دارد؛ انتقاد بدون اینکه شما راهحل و پیشنهاد بدهید، «سرزنش» محسوب میشود و سرزنش، خوب نیست.
شما باید مسیر حرکت به سمت قله را نشان بدهید و پیشنهاد هم ارائه بکنید.
3⃣ چهل و هفت سال است که عدهای مدام میگویند «همهچیز از دست رفت!».
بنیصدر که رئیسجمهور شد، همهچیز از دست رفت!
وقتی مهندس بازرگان نخستوزیر شد، همهچیز از دست رفت!
دو تا وزیر جبهه ملی که آمدند، همهچیز خراب شد!
در جریان حمله حزب بعث به ایران، خیلیها مضطرب بودند. امام راحل بهجای اینکه بگویند «همهچیز از دست رفت!» فرمودند: «دزدی آمده و سنگی انداخته و در رفته.» و با این جمله، مردم را آرام کردند. این یعنی روایت فتح.
شما اگر از اول روایت شکست کردی، یقهٔ چه کسی را و برای چه میگیری؟ اصلاً دیگر چه اصلاحی در او اتفاق میافتد؟ در روایت شکست، اصلاح بیمعناست.
4⃣ به نظر میرسد اگر در جایی، تجمعات خلوت میشود، علل مختلفی دارد، ولی یک علتش این است که #روایت_فتح نمیکنیم، بلکه #روایت_یأس میکنیم! در این صورت، آن بخشی که به امید فتح آمده بودند، صحنه را ترک میکنند و این سرمایه اجتماعی از دست میرود.
☑️ @mirbaqeri_ir
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج



