یک پیر زن که زیر باران مانده بود را سوار کردم.

یک پیر زن که زیر باران مانده بود را سوار کردم.
وقتی او را به مقصد رساندم کرایه نگرفتم و به او گفتم: به جای کرایه برای اموات من صلوات بفرست…
در آن سوی هستی کسانی را دیدم که پدران و مادران من به حساب می آمدند.
به من گفتند: نمیدانی صلوات های آن پیرزن چقدر برای ما تاثیر مثبت داشت…

📙سه دقیقه در قیامت. اثر گروه شهید هادی

در روز میلاد آقا رسول الله، 💐دسته گل صلواتی به مولایمان هدیه دهیم…

#صلوات
📚 تنها کانال رسمی گروه و انتشارات شهید هادی در ایتا👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63

خون خواهی رهبر شهید
خون خواهی رهبر شهید
                   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.