۶۷ ویژگی پیامبراکرم(ص) در بیان امام رضا(ع)

۶۷ ویژگی پیامبراکرم(ص) در بیان امام رضا(ع)
۱.چشمانشان به زمین افتاده بود و نگاهشان به زمين طولانی‌تر از نگاهشان به آسمان بود.
۲. خيره خيره نگاه نمی‌كردند.
۳. به هر كس می‌رسيدند، سلام می‌كردند.
۴.پيوسته جدی و هميشه در فكر بودند.
۵. در جايى كه نياز نبود سخن نمی‌گفتند.
۶. گفتارشان سنجيده و كامل بود، نه زيادى سخن می‌گفتند و نه كم.
۷. كلامشان متين بود، زشت و سبك سخن نمی‌گفتند.
۸. محبّت ديگران، هر چند كم، در نظرشان بزرگ بود و چيزى از آن را نکوهش نمی‌ كردند.
۹. دنيا آن حضرت را عصبانى نمی‌كرد.
۱۰. وقتى پاى حقّ در ميان بود كسى ايشان را نمی‌شناخت و چيزى در مقابل غضبشان تاب مقاومت نداشت تا اينكه حقّ را پيروز گردانند.
۱۱. براى اشاره كردن با تمام دست اشاره می‌كردند.
۱۲. در هنگام غضب چهره خود را با ناراحتى برمی‌گرداندند و در هنگام خوشحالى، چشم به زير می‌انداختند.
۱۳. بيشتر خنده‌‌شان تبسّم بود، بسيار زيبا لبخند می‌زدند و در هنگام خنده دندان‌هاى سفيدشان هويدا می‌شد.
۱۴. وقتى به منزل می‌رفتند، وقت خود را سه قسمت می‌كردند: يك قسمت براى خداوند تبارك و تعالى، يك قسمت براى خانواده و يك قسمت نيز براى خود.
۱۵. سپس سهم خود را بين خود و مردم تقسيم می‌كردند.
۱۶. در مورد سهم امّت از وقت خود، روش آن بزرگوار اين گونه بود كه اهل فضل را با اجازه دادن به آنها به اندازه فضلشان در دين، بر ديگران ترجيح می‌دادند.
۱۷. پیامبر به امور مردم می‌پرداختند و نکاتی را كه سبب اصلاحشان و اصلاح امّت بود، تذکر می‌دادند. از احوالشان جویا می‌شدند و مطالب لازم را بیان می‌کردند.
۱۸. می‌فرمودند: افراد حاضر به افراد غائب ابلاغ كنند‌ و هر كس به من‌ دسترسى ندارد، حاجتش را به من خبر بدهید، زيرا هر كس نياز نيازمندى را كه خود قادر نيست نياز خود را به حاكم برساند، در نزد حاكم مطرح کند، خداوند گام‌های او را در قيامت استوار خواهد داشت.
۱۹. در محضر آن حضرت فقط همين مطالب مطرح می‌شد و از هيچ كس سخنی جز اينها نمی‌پذیرفت.
۲۰. مردم در حالت جست‌وجو وارد می‌شدند و با دست پر – و در حالتی که دين‌‌شناس و قادر به هدايت ديگران بودند – خارج می‌شدند.
۲۱. در بیرون از خانه زبان خود را، جز در مواردى كه به ايشان مربوط می‌شد، حفظ می‌‌كردند.
۲۲. در ميان مردم دل‌ها را به خود جلب می‌كردند و آنان را از خود نمی‌راندند.
۲۳. كريم و بزرگ هر قومى را رئيس آنان قرار می‌دادند.
۲۴. از مردم کناره می‌گرفتند بدون اينكه خوشرويى خود را از آنان دريغ كنند.
۲۵. از اصحاب خود سراغ می‌گرفتند و دلجویی می‌فرمودند.
۲۶. از مردم در مورد مسائلى كه بين خود مردم بود می‌پرسیدند، بدون افراط و تفريط.
۲۷. نيكى را تحسين و تأييد، و بدى را تقبيح و می‌كردند.
۲۸. ميانه‌‌رو و يكسان بودند.
۲۹. هيچ گاه غفلت نمی‌كردند، مبادا كه مردم غفلت كنند يا خسته‌ شوند.
۳۰. در حقّ كوتاهى نمی‌كردند، و از حقّ تجاوز نمی‌كردند.
۳۱. اطرافيان حضرتش از بهترين مسلمانان خيّر بودند، و برتر و بالاتر از همه نزد آن حضرت، کسی بود كه خيرش به همه می‌رسيد.
۳۲. هر كس نسبت به ديگران بهتر همدردى و كمك می‌كرد، نزد آن حضرت مقام و منزلتى بزرگتر داشت.
۳۴. در نشستن و برخاستن به ذكر (یاد خدا به زبان) مشغول بودند.
۳۵. هر وقت به مجلسى وارد می‌شدند، در آخر مجلس می‌نشستند و همواره به اين كار دستور می‌دادند.
۳۶. با همنشينان خود يكسان برخورد می‌فرمود تا كسى گمان نبرد كه ديگرى نزد آن حضرت گرامی‌‌تر است.
۳۷. هر كس با آن حضرت همنشين می‌شد، حضرت در مقابل او آن قدر صبر می‌كردند كه اوّل خود او برخیزد و مجلس را ترك كند.
۳۸. هر كس به آن حضرت عرض نیاز می‌کرد، يا با دست پر برمی‌گشت يا در جواب، به گفتارى نرم و ملايم می‌رسید.
۳۹. خلق و خوى ايشان شامل حال همه بود.
۴۰. براى مردم همچون پدرى مهربان بودند.
۴۱. در مورد حقّ، همه در مقابل ايشان يكسان بودند.
۴۲. مجلس ايشان، مجلس حلم، حياء، صداقت و امانت بود.
۴۳. در محضر ایشان صدا بلند نمی‌شد و از كسى هتك حرمت نمی‌گرديد و لغزش كسى بازگو نمی‌شد.
۴۴. همه در مجلس ایشان، از روى تقوى با هم برابر و به هم پيوسته و متواضع بودند.
۴۵. افراد بزرگتر را احترام می‌كردند، به اطفال مهربانى می‌نمودند‌، افراد حاجتمند را بر خود ترجيح داده و افراد غريب را پناه می‌دادند.
۴۶. با همنشينان خود دائما خوشرو و ملايم و خوش برخورد بودند.
۴۷. سخت‌گير و خشن، داد و فرياد كن و بد زبان نبودند.
۴۸. نه از کسی عيب‌جویى مى‌‌كردند و نه تملّق كسى را مى‌‌گفتند.
۴۹. در مقابل آنچه دوست نمى‌‌داشتند، خود را به غفلت می‌زدند و به روى خود نمى‌‌آوردند.
۵۰. كسى از ايشان نااميد نمی‌شد و آرزومندانشان محروم نمى‌‌شدند.

۵۱. سه كار را كنار گذاشته بودند: بحث و جدل، زياده‌روى و آنچه كه به ايشان مربوط نمى‌‌شد.
۵۲. سه كار را در مورد مردم انجام نمى‌‌دادند: كسى را مذمّت و تقبيح نمی‌كردند، لغزش‌ها و مسائل پنهانى افراد را دنبال نمى‌‌كردند و در موردى تكلّم مى‌‌فرمودند كه اميد ثواب داشتند.
۵۳. وقتى سخن می‌گفتند، همه ساكت بودند و كسى كوچكترين حركتى نمی‌كرد.
۵۴. هر گاه سكوت می‌فرمود، ديگران سخن مي گفتند.
۵۵. در حضور ايشان، مجال سخن گفتن را از يكديگر نمی‌گرفتند.
۵۶. اگر كسى در خدمت آن حضرت سخن می‌گفت، بقيه سكوت می‌كردند تا سخن او تمام شود. بعد به كلام اوّلشان بر می‌گشتند.
۵۷. به هر چه ديگران را می‌خندانيد حضرت می‌خنديد.
۵۸. از هر چيز كه ديگران تعجّب می‌كردند تعجّب می‌فرمود.
۵۹. در مقابل افراد غريب كه در گفتار و درخواست، رفتار درستى نداشتند، صبر می‌كرد.
۶۰. [نه تنها خود آن جناب، بلکه] حتّى اصحاب آن حضرت به دنبال افراد نیازمند مى‌‌گشتند. حضرت می‌فرمودند: وقتى نیازمندى را ديديد كه در پىِ برآوردن نياز خويش است، او را كمك كنيد.
۶۱. تملّق افراد ضعيف الايمان و منافق را نمى‌‌پذيرفتند.
۶۲. كلام كسی را قطع نمی‌كردند مگر زمانى كه خود قطع كند يا وقت بگذرد، كه در اين صورت كلامش را يا با نهى كردن و يا برخاستن از مجلس قطع می‌كردند.
۶۳. سكوت آن حضرت در چهار مورد بود: حلم و بردبارى، حذر و احتياط، سنجش و اندازه‌‌گيرى، و تفكّر.
۶۴. سنجش و اندازه‌‌گيرى در يكسان نگاه كردن به مردم و يكسان گوش دادن به سخن‌هاى آنان، و تفكّر آن حضرت در امور باقى و امور فانى بود.
۶۵. حلم و بردبارى را در عين شكيبایى و صبر دارا بودند.
۶۶. چيزى آن حضرت را عصبانى نمی‌كرد و از كوره به در نمی‌برد.
۶۷. در چهار مورد با دقّت و احتياط رفتار می‌كردند: انجام كارهاى نيك، تا ديگران به آن حضرت تأسّى كنند؛ ترك كارهاى قبيح، تا ديگران نيز ترك كنند؛ كوشش و دقّت نظر در اصلاح امّت خويش و اقدام به كارى كه براى همه خير دنيا و آخرت در پی داشت

خون خواهی رهبر شهید
خون خواهی رهبر شهید
                   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.