خانه » کتاب: داستانهاي شگفت » عنايت علوى (ع )
23  

عنايت علوى (ع )

55 – عنايت علوى (ع )
جناب حاج شيخ محمد باقر شيخ ‌الاسلام – اعلى اللّه مقامه – كه داستان 37 و 38 از ايشان نقل گرديد فرمودند هنگامى كه مرحوم حاج قوام الملك شيرازى مشغول ساختمان حسينيه بود، سنگهاى آن را به يك نفر سيد حجار كه در آن زمان استاد حجارهاى شيراز بود، كنترات داده بود و آن سيد در اين معامله دچار زيان سختى شد به طورى كه مبلغ سيصد تومان مديون گرديد و البته اين مبلغ در آن زمان زياد بود، خلاصه پريشان حال و بيچاره شد.
شب جمعه نماز جعفر طيار را مى خواند و حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام را براى گشايش كارش به درگاه الهى وسيله قرار مى دهد و همچنين شب جمعه دوم تا شب جمعه سوم حضرت امير عليه السلام به او مى فرمايند فردا برو نزد حاج قوام كه به او حواله كرديم . چون بيدار مى شود متحير مى شود چگونه به حاج قوام حرف بزنم در حالى كه نشانه اى ندارم شايد مرا تكذيب كند.
بالاخره در حسينيه مى آيد و گوشه اى با هم و غم مى نشيند و ناگاه مى بيند حاج قوام با فراشها و ملازمانش آمدند در حالى كه آمدنش در چنان موقعى غير منتظره بود. همينطور نزديك مى آيد تا برابر سيد حجار مى رسد، مى گويد مرا به تو كارى است بيا منزل . وقتى كه حاج قوام به منزلش برمى گردد سيد مى آيد و ملازمان با كمال احترام او را نزد حاج قوام حاضر مى كنند.
چون وارد مى شود و سلام مى كند حاج قوام بدون پرسش از حالش بلافاصله سه كيسه كه در هر يك يكصد اشرفى يك تومانى بود تقديمش مى كند و مى گويد بدهى خودت را بپرداز و ديگر حرفى نمى زند.
از اين داستان دانسته مى شود كه متمكنين سابق در كارهاى خير تا چه حد داراى صدق و اخلاص بودند تا اندازه اى كه مورد عنايت و التفات بزرگان دين قرار مى گرفتند و همراه خود مى بردند و در اين دوره اولاد ثروتمندان غالبا در فكر زياد كردن ثروت خود هستند وتوفيق صرف كردن درامور خيريه نصيب آنها نيست . و ثانيا هرگاه مختصرى از دارائى خود را صرف خيرى كنند نوعا از صدق و اخلاص ‍ محرومند و به خيال مدح خلق و ستايش ديگران ، كار خيرى انجام مى دهند و چون براى خدا خالص نيست نتيجه باقى هم براى آنها نخواهد داشت و بحث در اطراف ريا كردن در اعمال خير كه سبب بطلان عمل مى شوددر رساله گناهان كبيره مفصلا ذكر شده خداوند ثروتمندان ما را موفق بدارد كه از اندوخته خود نتيجه بگيرند واز آنچه جمع آورى كرده اند بهره هاى باقى ببرند:
شعر :

مال را كز بهر حق باشى حمول
نعم مال صالح گفتش رسول
   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.