خانه » کتاب: داستانهاي شگفت » 56 – رؤ ياى صادقانه
23  

56 – رؤ ياى صادقانه

56 – رؤ ياى صادقانه
جناب حاج سيد محمد على ناجى فرزند مرحوم حاج سيد محمد حسن كه وصى پدر خود هستند و از جمله موارد وصيت آن مرحوم مقدار زيادى استيجار نماز و روزه بود، وصى مزبور براى چهار سال نماز و چهارماه روزه مرحوم حاج سيد ضياءالدين (امام جماعت مسجد آتشيها) را اجير مى كند و وجه آن را نقدا به ايشان تقديم مى نمايد.
وصى مزبور نقل كرد كه پس از مدتى پدرم را در خواب ديدم كه سخت ناراحت است به او گفتم از من راضى هستيد كه به وصيت شماعمل كردم و چهارسال نماز و روزه از آقاى سيدضياءالدين برايتان استيجار نمودم ، پدرم با كمال تاءثر گفت كى به فكر ديگرى است ؟ آقاى سيد ضياء براى من شش روز نماز بيشتر نخوانده است .
چون بيدار شدم خدمت آقاى سيد ضياءالدين رفتم و پرسيدم چه مقدار براى پدرم نماز خوانده ايد؟ در جوابم گفتند هرچه خوانده ام ثبت كرده ام . گفتم مى دانم كارهاى شما مرتب است ولى مطلبى است كه مى خواهم بدانم خوابم درست است يا نه ! خلاصه پس از اصرار زياد، دفتر خود را آوردند معلوم شد كه شش روز بيشتر نخوانده اند و مرحوم آقا سيد ضياء تعجب فرموده و گفتند من فراموش كردم و خيال مى كردم بيشتر آن را خوانده ام ، الحال كه آن مرحوم چنين گفته از امروز مرتبا مشغول نماز آن مرحوم مى شوم و خلاصه معلوم شد كه آقا سيد ضياء فراموش كرده بود و اخبار مرحوم حاجى ناجى هم صحيح بوده است .
در كتاب ((غررالحكم )) آمده است از جمله كلمات قصار حضرت اميرالمؤ منين است كه ((وصى نفس خودت باش و در مالت آنچه دوست دارى كه برايت انجام دهند خودت بكن )).(28)
مراد اين است كه آنچه را وصيت مى كنى كه ديگرى در مال تو از خيرات بعد از تو بكند آنها را خودت در زندگيت انجام ده ؛ زيرا وصى ديندار خداترس و مهربان بر تو كم است . ديگر آنكه ممكن است وصى ، عمل به وصيت تو بكند اما آن كسى را كه براى تو جهت نماز و روزه و حج و غيره اجير كرده ممكن است صحيحا بجا نياورد يا در اثر اهميت ندادن فراموش كند و بر فرض كه درست بجا آورد، يقينا عملى كه خود شخص بجا آورد با عملى كه ديگرى به نيابت او انجام دهد، تفاوت بسيارى دارد چنانچه مرويست كه يكى از اصحاب رسول خدا6 وصيت كرد كه آن حضرت انبار خرماى او را انفاق بفرمايد چون به وصيتش عمل فرمود دانه اى از آن خرماها به زمين افتاده بود آن را برداشت و فرمود: اين شخص اگر در حال حيات خود اين دانه خرما را بدست خود انفاق كرده بود بهتر بود از اين انبار خرما كه من از طرف او دادم ، چه خوب سروده سعدى شيرازى :
شعر :

برگ عيشى به گور خويش فرست
كس نيارد زپس تو پيش فرست
خور و پوش و بخشاى و روزى رسان
نگه مى چه دارى ز بهر كسان
زر و نعمت اكنون بده كان تست
كه بعد از توبيرون ز فرمان تست
تو با خود ببر توشه خويشتن
كه شفقت نيايد ز فرزند و زن
غم خويش در زندگى خور كه خويش
به مرده نپردازد از حرص خويش
به غم خوارگى جز سر انگشت تو
نخارد كسى در جهان پشت تو
   

2 دیدگاه

  1. علیک سلام
    ممنونم از لطف شما
    امیدوارم که مطالب مفید بیشتری در اختیار شما قرار بدهم
    باتشکر از حضورتان
    بنده خدا

  2. salam khoobi?web khoobi dari

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.