مبادا، در قرآن از ديگران عقب بمانيد. شهيد على برومند |
|
خاطره
برادرم عبدالله، همیشه لباس های ساده می پوشید. تمیز و مرتب بود. مخصوصاً هنگامی که می خواست نماز بخواند، موهایش را به دقت شانه می کرد. عطر و گلاب بر بدنش می زد و می گفت:«می خواهم به دیدارو مهمانی خدا بروم، باید تمیز و نظیف به مهمانی خدا رفت». شهید عبدالله فلاحی |