ملامت جاهلانه (2)
حضرت دستهايش را از دوش غلامها برداشت و روى پا ايستاد و فرمود: – به خدا سوگند! اگر در اين حال بميرم ، در حال فرمانبردارى و طاعت خداوند جان سپرده ام . تو خيال مى كنى عبادت فقط نماز و ذكر و دعا است ؟ تاءمين مخارج زندگى از راه حلال خود نوعى عبادت است . زيرا من مى خواهم با كار و كوشش ، خود را از تو و ديگران بى نياز سازم. آرى ! فقط آن گاه از فرا رسيدن مرگ بترسم كه در حال انجام دادن گناه باشم و در حالت نافرمانى خدا از دنيا بروم . خداوند ما را موظف كرده بار دوش ديگران نباشم و اگر كار نكنيم ، دست نياز بسوى تو و امثال تو دراز خواهيم كرد.
محمد بن مكندر عرض كرد: خدايت رحمت كند! من مى خواستم شما را موعظه كنم، شما مرا موعظه كرديد.
بحار الانوار: ج 46، ص 287.