خانه » اسلام شناسي » (در عزاى امام علىّ عليه السلام )
23  

(در عزاى امام علىّ عليه السلام )

                           (در عزاى امام علىّ عليه السلام )
ناله كن اى دل به عزاى علىّ

گريه كن اى ديده براى علىّ

كعبه ز كف داده چو مولود خويش

گشته سيه پوش عزاى علىّ

عُمْر علىّ، عُمْره مقبوله بود

هر قدمش سعى و صفاى علىّ

ديده زمزم كه پر از اشك شد

ياد كند زمزمه هاى علىّ

تيغ شقاوت ، سر او را شكافت

كوفه بود، كوه مناى علىّ

عالم امكان شده پر غلغله

چون شده خاموش صداى علىّ

نيست هم آغوش صبا بعد از اين

پيك ظفر بخش لواى علىّ

منبر و محراب كشد انتظار

تا كه زند بوسه به پاى علىّ

ماه دگر در دل شب نشنود

صوت مناجات و دعاى علىّ

آه كه محروم شد امشب دگر

چشم يتيمان ز لقاى علىّ

مانده تهى سفره بيچارگان

منتظر نان و غذاى علىّ

واى ! امير دو سرا كشته شد

خانه غم گشته سراى علىّ

پيش حسين و حسن و زينبش

خون چكد از فرق هماى علىّ

       

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.