خانه » کتاب: داستانهاي شگفت » رسيدن پول و دوام آن
23   شهــيد محــمد ابراهيم همت

رسيدن پول و دوام آن

101 – رسيدن پول و دوام آن
و نيز نقل كرد از پدرش به نام شيخ محترم بن شيخ عبدالصمد انصارى كه به اتفاق يك نفر (همجناق او) به نام غلامحسين ، شايق كربلا شديم و هيچ نداشتيم ، پس دو نفرى از سر كوه داراب با دست خالى حركت كرديم و در هر منزلى يكى دو روز توقف نموده و عملگى مى كرديم تا در مدت پنج ماه ، پياده از طريق كرمانشاه خود را به كربلا رسانديم و در آنجا هم روزها مشغول كار شديم و معيشت ما اداره مى شد ولى در نجف ، دوروز براى ماكارى پيش نيامد و هيچ نداشتيم ، شب عيد غدير، گرسنه و هيچ راهى نداشتيم گفتيم در حرم مطهر مى مانيم و اگر مقدر ما مرگ باشد همانجا بميريم . مقدارى از شب كه گذشت چهار نفر بزرگوار وارد حرم مطهر شدند يكى از آنها نزديك من آمد اسم خودم و پدرم و جدم و پدر جدم را برد، تعجب كردم پس مقدارى پول سكه نقره در دست من گذارد و رفت و چون شماره اش كردم مبلغ چهار تومان بود دو ماه در عراق مانديم و از آن پول خرج مى كرديم و پس از مراجعت به وطن تا دو ماه از آن خرج مى كرديم ناگاه مفقود شد.

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.