خانه » کتاب: داستانهاي شگفت » شفاى چشم از حضرت رضا (ع )
23   شهــيد محــمد ابراهيم همت

شفاى چشم از حضرت رضا (ع )

111 – شفاى چشم از حضرت رضا (ع )
عبد صالح و متقى وارسته جناب حاج مجدالدين شيرازى كه از اخيار زمان هستند چنين تعريف مى كنند كه :
بنده در كودكى ، چشم درد گرفتم نزد ميرزا على اكبر جراح رفتم ، شياف دور چشم حقير كشيد غافل از اينكه قبلاً دست به چشم سودائى گذاشته بود، چشم بنده هم سودا شد، اطراف چشم له شد ناچار پدرم به تمام دكترها مراجعه كرد علاج نشد، گفت از حضرت رضا عليه السّلام شفا خواهم گرفت ، به زيارت حضرت مشرف شديم ، به خاطر دارم كه پدرم پاى سقاخانه اسماعيل طلا ايستاد با گريه عرض كرد يا على بن موسى الرضا عليه السّلام داخل حرم نمى شوم تا چشم پسرم را شفا ندهيد.
فردا صبح گويا چشم حقير اصلاً درد نداشت و تا كنون بحمداللّه درد چشم نگرفته ام . وقتى از مشهدمقدس مراجعت كرديم خواهرم مرا نشناخت و از روى تعجب گفت تو چشمت له بود چطور خوب شدى ؟ من تو را نشناختم
و همچنين حاجى مزبور نقل مى نمايد كه : در سنه چهل شمسى خودم با خانواده به مشهدمقدس مشرف شدم و عجايبى چند ديدم ، از جمله در مسافرخانه دو مرتبه بچه ام از بام افتاد بحمداللّه و از نظر حضرت رضا عليه السّلام هيچ ملالى نديد.
هنگام برگشتن در ماشين اين موضوع را تعريف كردم ، زنى گفت تعجب مكن من اول خيابان طبرسى در مسافرخانه سه طبقه بودم ، بچه ام از طبقه سوم كف خيابان افتاد و از لطف حضرت رضا عليه السّلام هيچ ناراحتى نديد.

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.