شوق دیدار تو سر رفت زپیمانه ما یامهدی شوق دیدار تو سر رفت زپیمانه ما کی قدم مینهی ای شاه به ویرانه ما ما هنوز ای نفست گرم، پر از تاب و تبیم سر و سامان بده بر این دل دیوانه ما