خانه » کتاب: داستانهاي شگفت » بركت پول مايه كيسه
23  

بركت پول مايه كيسه

134 – بركت پول مايه كيسه
جناب عمدة الاخيار آقاى حاج محمد حسن شركت ساكن اصفهان مرقوم داشته اند كه يك نفر از بستگان آقاى حاجى محمد جواد بيدآبادى (كه داستانهاى مكررى از ايشان در اين كتاب نقل شده است )، مرد بسيار خوبى بود، براى بنده نقل كرد كه من مدتى ملازم خدمت آقاى حاجى مرحوم بودم صبحها مى فرمودند بروم درب دكان شخصى كه از رفقاى ايشان به نام حاج سيد موسى ، دكان عطارى داشت در محله بيدآباد، بعضى روزها صد دينار كه يك دهم ريال با پنج پول كه يك هشتم ريال آن موقع بود بگيرم ، مى گرفتم مى آوردم خدمت آقاى حاجى و ايشان مى گذاشتند زير دوشك زير پاى مباركشان و هركس مى آمد از صبح تا قدرى از شب گذشته ، ايشان دست مى بردند زير همان دوشك و پولهاى مختلف درمى آوردند و به اشخاص ‍ مى دادند.
يك روز همشيره زاده ايشان به من گفت خدمت ايشان عرض كنم بر اينكه من دير به دير به خدمت شما مى آيم و بعدا پولى را كه به من مى دهيد ملاحظه مى كنم مى بينم به ديگران بيشتر داده ايد و به من كمتر. به ايشان عرض كردم فرمودند من كه كم و زياد نمى كنم دست زير دوشك مى كنم هرچه آمد براى هركس مى دهم . و حقير از چند نفر كه متوجه شده بودند شنيدم تا موقعى كه پول ايشان كه به عنوان مايه كيسه ، مرحمت مى كردند نگاه مى داشتند از بركت پول ايشان بى پول نمى شده اند.

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.