23   شهــيد محــمد ابراهيم همت

لطيفه31

لطيفه

يك خرى را به عروسى خواندند
خر بخنديد و شد از قهقه سست .
گفت من رقص ندانم بسزا
مطربى نيز ندانم بدرست .
بهر حمالى خوانند مرا
كآب نيكو كشم و هيزم چست .(39)

 

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.