خانه » كتاب : گنجينه جواهر يا كشكول ممتاز » رباعيات مناجات از ابوسعيد ابوالخير
23  

رباعيات مناجات از ابوسعيد ابوالخير

رباعيات مناجات از ابوسعيد ابوالخير

يا رب ز گناه زشت خود منفعلم
وز فعل بد و خوى بد خود خجلم .
فيضى بدلم ز عالم غيب رسان
تا محو شود خيال باطل ز دلم .
اى زلف مسلست بلاى دل من
اى لعل لبت گره گشاى دل من .
من دل بتو داده ام براى دل تو
تو دل بكسى مده براى دل من .
جانم بلب از لعل خموش تو رسيد
از لعل خموش لب نوش تو رسيد.
گوش تو شنيده ام كه دردى دارد
درد دل من مگر بگوش تو رسيد.
افعال بدم ز خلق پنهان مى كن
دشوار جهان بر دلم آسان مى كن .
امروز خوشم بدار و فردا با من
آنچه ز كرم تو مى سزد آن مى كن .
يارب بگشا گره ز كار من زار
رحمى كه زخلق عاجزم در همه كار.
جز درگه تو كى بودم درگاهى ؟
محروم از اين در نكنم يا غفار.
گر من گنه جمله جهان كردستم
عفو تو اميد است كه گيرد دستم .
گفتى كه بروز عجز دستت گيرم
عاجزتر از اين مخواه كاكنون هستم .
دارم گنهى زقطره باران بيش
از شرم گنه فكنده ام سر در پيش .
آواز آمد كه غم مخوراى درويش
تو در خور كنى و ما در خور خويش .
اى جمله بى كسان عالم را كس
يك جو كرمت تمام عالم را بس .
من كسم و تو بى كسان را يارى
يا رب تو بفرياد من بيكس رس .

 

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.