خانه » احادیث ائمه (ع) » دعای امام زمان(عج) در ماه رجب
23

دعای امام زمان(عج) در ماه رجب

دعای امام زمان(عج) در ماه رجب

ابن عیاش می گوید از اموری که از ناحیه مقدسه امام عصر ارواحنا فداه به دست شیخ ابوجعفر محمدبن عثمان بن سعید رسیده، دعایی است که در هر روز از ماه رجب خوانده می شود؛ همچنین نقل است که اين توقيع شريف [يعنى دست نويس شريف] از ناحيه مقدّسه به دست شيخ كبير ابى جعفر محمّد بن عثمان بن سعيد رضى اللّه عنه، بيرون آمد كه هر روز از روزهاى رجب بخوان:

متن کامل دعا همراه با ترجمه

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا كه رحمتش بسیار و مهربانى اش همیشگى است
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِمَعَانِی جَمِیعِ مَا یَدْعُوكَ بِهِ وُلاةُ أَمْرِكَ الْمَأْمُونُونَ عَلَى سِرِّكَ الْمُسْتَبْشِرُونَ بِأَمْرِكَ الْوَاصِفُونَ لِقُدْرَتِكَ الْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِكَ أَسْأَلُكَ بِمَا نَطَقَ فِیهِمْ مِنْ مَشِیَّتِكَ فَجَعَلْتَهُمْ مَعَادِنَ لِكَلِمَاتِكَ وَ أَرْكَانا لِتَوْحِیدِكَ وَ آیَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ الَّتِی لا تَعْطِیلَ لَهَا فِی كُلِّ مَكَانٍ یَعْرِفُكَ بِهَا مَنْ عَرَفَكَ لا فَرْقَ بَیْنَكَ وَ بَیْنَهَا إِلا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِیَدِكَ بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَیْكَ أَعْضَادٌ وَ أَشْهَادٌ وَ مُنَاةٌ وَ أَذْوَادٌ وَ حَفَظَةٌ وَ رُوَّادٌ فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتَّى ظَهَرَ أَنْ لا إِلَهَ إِلا أَنْت »
خدایا از تو درخواست می كنم، به حق معانى تمام دعاهایى كه متولیان امرت تو را به آن مى خوانند، آنان كه امین راز تو هستند، و به امر تو شادند، و بیان كنندگان نیرویت و آشكاركنندگان بزرگی ات می باشند، از تو مى خواهم به حق آنچه از مشیتت درباره ایشان گفته شد، پس آنان را قرار دادى معادن كلماتت و پایه هاى توحیدت، و آیات و مقاماتت كه تعطیلى براى آنها در جایى نیست، تو را با آنها شناسد هركه بشناسد ت، بین تو و آنها تفاوتى نیست جز اینكه ایشان بندگان و آفریده تواند كه باز و بسته شدن كارشان به دست توست، آغازشان از تو و انجام شان به جانب توست، آنان بازوان و گواهان و بخشندگان و مدافعان و نگهبانان و بازرسان اند، آسمان و زمینت را با حقیقت آنان انباشتى تا آشكار شد كه معبودى جز تو نیست،
فَبِذَلِكَ أَسْأَلُكَ وَ بِمَوَاقِعِ الْعِزِّ مِنْ رَحْمَتِكَ وَ بِمَقَامَاتِكَ وَ عَلامَاتِكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَزِیدَنِی إِیمَانا وَ تَثْبِیتا یَا بَاطِنا فِی ظُهُورِهِ وَ ظَاهِرا فِی بُطُونِهِ وَ مَكْنُونِهِ یَا مُفَرِّقا بَیْنَ النُّورِ وَ الدَّیْجُورِ یَا مَوْصُوفا بِغَیْرِ كُنْهٍ وَ مَعْرُوفا بِغَیْرِ شِبْهٍ حَادَّ كُلِّ مَحْدُودٍ وَ شَاهِدَ كُلِّ مَشْهُودٍ وَ مُوجِدَ كُلِّ مَوْجُودٍ وَ مُحْصِیَ كُلِّ مَعْدُودٍ وَ فَاقِدَ كُلِّ مَفْقُودٍ،
پس به حق همه این ها و به جایگاه هاى عزّت از رحمتت و به مقامات و نشانه هایت از تو مى خواهم كه بر محمّد و خاندانش درود فرستى، و بر ایمان و پایداریم بیفزایى، ای پنهان در عین ظهور، اى ظاهر در عین نهان، و مستورى، اى جداكننده بین روشنایى و تاریكى، اى وصف شده بدون اینكه ژرفاى وجودش درك شود و اى شناخته شده بدون تشبیه، مرزبند هر محدود، گواه هر گواهى پذیر، هستى بخش هرچه هست، و شماره كننده هر شماره و گم كننده هر گم شده؛
لَیْسَ دُونَكَ مِنْ مَعْبُودٍ أَهْلَ الْكِبْرِیَاءِ وَ الْجُودِ یَا مَنْ لا یُكَیَّفُ بِكَیْفٍ وَ لا یُؤَیَّنُ بِأَیْنٍ یَا مُحْتَجِبا عَنْ كُلِّ عَیْنٍ یَا دَیْمُومُ یَا قَیُّومُ وَ عَالِمَ كُلِّ مَعْلُومٍ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ عَلَى عِبَادِكَ الْمُنْتَجَبِینَ وَ بَشَرِكَ الْمُحْتَجِبِینَ وَ مَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِینَ وَ الْبُهْمِ الصَّافِّینَ الْحَافِّینَ وَ بَارِكْ لَنَا فِی شَهْرِنَا هَذَا الْمُرَجَّبِ الْمُكَرَّمِ وَ مَا بَعْدَهُ مِنَ الْأَشْهُرِ الْحُرُمِ
معبودى غیر تو نیست، اهل بزرگ منشى و جودى، اى كه چگونگى نپذیرى و به جایى درنگنجى، اى پوشیده از هر دیده، اى جاودان، اى به خود پاینده و دانای هر دانسته، بر محمّد و خاندانش درود فرست، و بر بندگان برگزیده ات، و انسان هاى در پرده ات، و فرشتگان مقربّت، و شجاعان صف كشیده گرداگرد عرشت، و مبارك گردان بر ما در این ماهمان ماه بزرگ و ماه مكرّم، و آنچه پس از این است از ماههاى محترم،
وَ أَسْبِغْ عَلَیْنَا فِیهِ النِّعَمَ وَ أَجْزِلْ لَنَا فِیهِ الْقِسَمَ وَ أَبْرِرْ لَنَا فِیهِ الْقَسَمَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَكْرَمِ الَّذِی وَضَعْتَهُ عَلَى النَّهَارِ فَأَضَاءَ وَ عَلَى اللَّیْلِ فَأَظْلَمَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا تَعْلَمُ مِنَّا وَ مَا لا نَعْلَمُ وَ اعْصِمْنَا مِنَ الذُّنُوبِ خَیْرَ الْعِصَمِ وَ اكْفِنَا كَوَافِیَ قَدَرِكَ وَ امْنُنْ عَلَیْنَا بِحُسْنِ نَظَرِكَ وَ لا تَكِلْنَا إِلَى غَیْرِكَ وَ لا تَمْنَعْنَا مِنْ خَیْرِكَ وَ بَارِكْ لَنَا فِیمَا كَتَبْتَهُ لَنَا مِنْ أَعْمَارِنَا وَ أَصْلِحْ لَنَا خَبِیئَةَ أَسْرَارِنَا وَ أَعْطِنَا مِنْكَ الْأَمَانَ وَ اسْتَعْمِلْنَا بِحُسْنِ الْإِیمَانِ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ الصِّیَامِ وَ مَا بَعْدَهُ مِنَ الْأَیَّامِ وَ الْأَعْوَامِ یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ .
در این ماه نعمت هایت را بر ما فراوان كن، و نصیب هاى ما را سرشار فرما، و سوگندهایمان را به انجام برسان، به حق اسم بزرگ و بزرگ تر و عظیم تر و گرامى ترت كه چون بر روز نهادى روشن شد و چون بر شب گذاردى تاریك گشت، و از گناهانمان بیامرز آنچه را تو میدانى و آنچه را ما نمی دانیم، و ما را از گناهان حفظ كن به بهترین نگاه دارى، و ما را از حوادثى كه مقدّر نموده اى كفایت فرما، و بر ما به حسن توجّهت منّت گذار، و به غیر خودت وامگذار، و ما را از خیرت منع مكن، و به عمرهایمان به اندازه اى كه مقدّر فرموده اى بركت ده، و رازهای پنهان ما را سامان ده، و از جانب خود به ما امان بده، و ما را با حسن ایمان به كار گمار، و به ماه رمضان و روزها و سالهاى پس از آن برسانِ مان، اى داراى جلالت و بزرگوارى.»

صحیفه مهدیه ص ۴۲۷

آیت الله حائری شیرازی(ره) با ذکر این دعای ماه رجب که می خوانیم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلاةُ أَمْرِكَ؛ الْمَأْمُونُونَ عَلَى سِرِّكَ، الْمُسْتَبْشِرُونَ بِأَمْرِكَ= خدايا از تو درخواست می كنم، با همان وضعی كه متوليان امرت تو را مى خوانند؛ آنان كه امين راز تو هستند، و به امر تو شادند»، گفت: این دعا در یک توقیع (نامه امام زمان عج) از ناحیه مقدس، توسط «محمد بن عثمان بن سعید» نایب خاص حضرت، به «شیعیان خاصی که دارای سطح درک بالایی هستند»، عنایت شده است.

آیت الله حائری با اشاره به قصه ی موسی و خضر علیه السلام گفت: «اهل سر» نبودن حضرت موسی ع  موجب شد که حضرت خضر او را برای ادامه همراهی نپذیرد.

وی افزود: کسی که به حد درک سر خاصی نرسیده باشد، در برخورد با امور، نگران و مضطرب می شود؛ اما کسی که به حد درک آن سر رسیده باشد، در مورد آن موضوع، هم آرامش دارد و هم شادی و سرور. چنین کسی چون با اصل موضوع آشنایی دارد، با درایت و تدبیر برخورد می کند. بنابراین، اموری که غیر اهل سر را نگران و ناراحت می کند، اهل سر را شاد و آرام می کند.

وی با اشاره به قصه ی «موسی و خضر» ع گفت: خدا می خواست که این کشتی تصرف نشود؛ اما حضرت موسی علیه السلام چون این را نمی دانست، مضطرب بود.

ما از خدا چنین درخواست می کنیم که ای خدا! اولیای امور تو، والیان امر تو، آن جوری که آنها تو را می خوانند، من هم آن اعتقادات را دارم و من هم همان درخواست ها را از تو دارم. جمیع آنچه که ولات امر تو، تو را به آن ها می خوانند، من هم همان ها را از تو درخواست می کنم.

سپس والیان امر را معرفی می کند که ائمه ی اطهار هستند: «المامونون علی سرک= آنها امانت دار اسرار تو هستند». یعنی آن اسرارت را که برای دیگران ممنوع است، به این ها امانت دادی.

سپس می خوانیم: «المستبشرون بامرک= شاد شوندگان به اجرای امرتو». یعنی وقتی نظری در امری داری، به دلیل معرفتی که دارند، اجرای آن، برای آن ها اسباب بشارت است. مثلا حضرت خضر فهمید که خدای تعالی می خواست این کشتی بماند برای آن فقرا و این همان سر ماجرا بود. پس شاد بود و امر خدا را با علاقه اجرا می کرد. اما موسی علیه السلام از سوراخ کردن کشتی نگران بود، چون سر این کار را نمی دانست.

بنابراین، برای کسی که در حد کاری نیست، اجرای آن برایش نگران کننده است؛ اما برای کسی که در حد آن کار هست، بشارت آفرین است. این می گوید خدایا هرجا امر توست، صلاح توست، من هم به  انجام آن راضی هستم. این بشارت آفرین بودن اجرای امر خدا، به این دلیل است که اینها بر اسرار پشت پرده واقف هستند.

خضر به موسی گفت: «تو نمی توانی طاقت بیاوری». «و کیف تصبر علی ما لم تحط به خبراً= تو که بر اخبار این کار احاطه نداری، چطور می خواهی صبر کنی؟» موسی گفت: « قَالَ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِی لَكَ أَمْرًا = ان شاءالله مرا از صابران خواهی یافت و  نافرمانی از امر تو نمی کنم».

این دارد برهانی صحبت می کند، او دارد احساسی حرف می زند؛ این می گوید تحمل می کنم؛ او می گوید تو چطور تحمل می کنی؟ تو که نمی دانی قضایا از چه قرار است، تحمل چه چیز را می توانی بکنی؟ حرف این روی حساب و برهان است؛ اما حرف او روی قول و احساس است. ببین چقدر خدای تعالی جدا می کند امر احساسی را از امر واقعی. بنابراین، چیزی که در آخر نتیجه می دهد، آن است که «با حساب و کتاب کار می کند». پس این که حضرت خضر می گوید: «ما لم تصبر علی ما لم تحط به خبراً= تو که محیط بر اخبار چیزی نیستی، چطور طاقت می آوری که صبر کنی»، یک حرف منطقی است؛ اما حرف حضرت موسی در جواب این سخن، چیزی است که جواب آن نیست.

در فقره بعدی این دعا می خوانیم: «الواصفون لقدرتک المعلنون لعظمتک= وصف کنندگان قدرتت»، یعنی قدرت خدا را باید از این ها پرسید. عظمت خدا را این ها علنی می کنند.

سپس می خوانیم : «اسئلک بما نطق فیهم من مشیتک، فجعلتهم معادن لکلماتک= خدایا درخواست می کنم به مشیت تو که در اولیاء امر تو به زبان آمد؛ بعد آن ها شدند معدن کلماتت». مثل این که می گوید: «انه امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون= محققا امر خدا چنین است که وقتی اراده کند که به چیزی بگوید باش؛ می شود». خدا مشیتش بر این قرار گرفت که این ها معدن کلام او بشوند و شدند. در دعا می خوانیم: اولیاء امرت را معادن کلمات خود قرار دادی.

برگرفته از سخنان آیت الله حائری شیرازی (رحمه الله علیه) 95/2/23

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.