شخصى به حضرت رسول (ص ) از پدر خود شكايت كرد

شخصى به حضرت رسول (ص ) از پدر خود شكايت كرد كه با من بد رفتارى مى كند و مال مرا از دستم مى گيرد، حضرت رسول (ص ) پدر او را حاضر كرد، ديد پير مردى است كه با عصا مى آيد حضرت فرمود: چرا در حق فرزندت بد رفتارى مى كنى ، عرض كرد يا رسول الله (ص ) مدتى او ضعيف بود و من با قدرت و نيرو و او فقير بود و من ثروتمند، آن وقت من هيچگاه در خصوص اين فرزند از چيزى مضايقه نكردم ، و امروز من ضعيفم و او قوى ، و من فقيرم و او ثروتمند و غنى ، از دادن مال خود به من بخل مى ورزد، حضرت رسول (ص ) گريه كرد و فرمود: سنگ . خارى نيست مگر اينكه شنيد گفتار اين مرد پير را و گريه كرد، سپس به پسر فرمود: (( ((انت و مالك لابيك )) )) تو و هر چه دارى مال پدرت مى باشد.
يكى از عرفا مى گويد: سى سال است كه من فرزند خود را به چيزى امر نكرده ام به جهت اينكه ترسيده ام مبادا، جوانى او را مغرور كند و از امر من سرپيچى كند به اين جهت خداوند او را غذاب فرمايد.(129)

خون خواهی رهبر شهید
خون خواهی رهبر شهید
                   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.