23   شهــيد محــمد ابراهيم همت

نصيحت

نصيحت

دل بدرياى غم و ورطه خون غوطه ور است
ناخدا غايب و كشتى امان در خطر است
تن ما تابع روح است به بيدارى دل
خفته اى اى عجبا مركب ما در گذر است
با سر آمد بزمين عاقبت آن خفته سوار
كز خطرهاى گذرگاه جهان بى خبر است
مى رود عمر تو در خواب و اجل در پيش است
با چه سرعت بنگر چرخ زمان در گذر است
تا بود فرصت و حالى و مجالى دارى
كار نيكى بنماگر چه بسى مختصر است
كين بود حاصل عمر تو در اين دار فنا
ورنه اين آمدن و رفتن تو بى ثمر است

 

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.