وهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ
ۖ حَتَّىٰ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ ۚ كَذَٰلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
او خدایی استکه بادها را میفرستد تا مژدهرسان بارانِ رحمتش باشند. پس وقتی ابرهای بارور را حمل کنند، بهطرف سرزمینهای مرده سوقشان میدهیم و آنوقت از آنها برف و باران میفرستیم تا بهبرکتش انواع محصولات کشاورزی را پرورش دهیم: مردگان را هم همینطور از قبرها بیرون میآوریم! این مثالها را میآوریم تا بهخودتان بیایید!
والْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ ۖ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا ۚ كَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ
زمینِ حاصلخیز، با اجازۀ خدا، گلوگیاهش میرویَد؛ ولی از زمینِ شورهزار و نامرغوب، جز مشتی گیاه بیفایده، چیز دیگری نمیرویَد. از دل پاک و ناپاک هم همینطور! بله، آیههایمان را اینطور بهصورتهای گوناگون برای شکرگزاران بیان میکنیم.
لقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
نوح را برای راهنمایی قومش فرستادیم. به آنها گفت: «مردم! فقط خدا را بپرستید که معبودی جز او ندارید. من میترسم گرفتار عذابِ روزی هولناک شوید!»
قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ
در جواب دعوتش، خواصِ جامعه گفتند: «از نظر ما، واقعاً که غرق گمراهی هستی.»
قالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلَالَةٌ وَلَٰكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ
نوح گفت: «مردم! در وجود من هیچ انحرافی نیست؛ بلکه فرستادهای هستم از طرف صاحباختیار جهانیان
أبَلِّغُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَأَنْصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
که پیامهایش را با جدّیت به شما میرسانم و خیرخواهتان هستم و چیزهایی میدانم که شما نمیدانید.
فكَذَّبُوهُ فَأَنْجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا عَمِينَ
دستآخر به دروغگویی متهمش کردند. ما هم او و کسانی را نجات دادیم که در آن کشتی عظیم همراهش بودند و کسانی را غرق کردیم که آیههایمان را دروغ دانستند؛ چون مردمی بیبصیرت بودند.
وإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا ۗ قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُ ۚ أَفَلَا تَتَّقُونَ
برای هدایتِ قوم عاد هم همشهریشان هود را فرستادیم. او هم گفت: «مردم! فقط خدا را بپرستید که معبودی جز او ندارید. پس چرا مراقب رفتارتان نیستید؟!»
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِينَ
خواصِ بیدینِ جامعه در جواب دعوتش گفتند: «از نظر ما، واقعاً که غرق حماقت و نادانی هستی و یقین داریم که تو دروغگویی.»
قالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفَاهَةٌ وَلَٰكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ
هود با ادب و آرامش گفت: «مردم! من دچار هیچگونه حماقتی نیستم؛ بلکه فرستادهای هستم از طرف صاحباختیار جهانیان
