خانه » كتاب : داستانهاى اصول كافى جلدهاى 1 و 2 » خدمتگزارى جن ها از امامان (ع )
23  

خدمتگزارى جن ها از امامان (ع )

خدمتگزارى جن ها از امامان (ع ) 

سدير صيرفى مى گويد: امام باقر (ع ) مرا براى انجام امورى ، ماءمور كرد، من سوار بر شتر، حركت كردم و هنگامى كه به (دره و روحاء) رسيدم ، شخصى را به صورت انسانى ديدم كه خود را به پارچه اى پيچيده بود، گمان كردم تشنه است ، به سويش رفتم و ظرف آب به او دادم .
گفت نيازى به آب ندارم ، نامه اى به من داد كه مهرش هنوزتر بود، نگاه كردم ديدم مهر امام باقر(ع ) است ، به او گفتم : (كى در نزد صاحب اين نامه بودى ؟)
گفت : همين لحظه .
در نامه مطالبى بود كه امام باقر(ع ) به من دستور آن را داده بود، در همان لحظه ، تا نگاه به نامه رسان كردم ، كسى را نديدم وقتى كه امام باقر(ع ) به مدينه آمد به محضرش رفتم ، و عرض كردم : مردى در فلان محل نامه شما را به من رسانيد كه هنوز مهرش تر بود(او چه كسى بود؟).
امام باقر:
يا سدير ان لنا خدما من الجن فاذا اردنا السرعة بعثناهم
:(اى سدير! ما خدمتگزارانى از طايفه جن دايم ، هر گاه كارى را خواستيم تا با سرعت انجام شود، آنها را براى انجام آن كار مى فرستيم ). (118)

       

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.