خانه » كتاب : داستانهاى اصول كافى جلدهاى 1 و 2 » سخن راءس الجالوت در شاءن على (ع )
23  

سخن راءس الجالوت در شاءن على (ع )

سخن راءس الجالوت در شاءن على (ع ) 

جمعى از يهوديان نزد روحانى بزرگ خود، (راءس الجالوت ) آمده و از اميرمؤ منان على (ع ) سخن به ميان آوردند و گفتند: (انى مرد، عالم و دانشمند است ، ما را نزد او ببر، تا از او سؤ ال كنيم ).
آنها همراه راءس الجالوت به قصد ديدار حضرت على (ع ) حركت كردند، به آنها گفته شد كه آن حضرت ، در خانه اش است ، منتظر شدند تا آن حضرت از خانه آمد.
گروه يهودى كه در پيشاپيش آنها راءس الجالوت بود، به حضور آن حضرت آمدند، راءس الجالوت گفت :(آمده ايم از شما سؤ ال كنيم .)
امام على : آنچه مى خواهى بپرس .
راءس الجالوت : پروردگار در چه زمانى بوده است ؟
امام : خدا از ازل بوده است بى آنكه پديد آيد، و او از ازل بدون چگونگى بوده است ، و هميشه بدون كيفيت و كميت بوده و هست ، پيش از او چيزى نبوده ، و او پيش از پيش است ، و پايان و نهايت ندارد، و پايان را به او راه نيست ، او پايان هر پايان است ).
راءس الجالوت به گروه يهوديان رو كرد و گفت :
امضوا بنا فهو اعلم مما يقال فيه
:(بيائيد از اينجا برويم كه او(على عليه السلام ) از آنچه درباره اش ‍ مى گويند، دانشمندتر و آگاهتر است ).(172)

       

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.