خانه » كتاب : داستانهاى اصول كافى جلدهاى 1 و 2 » مناجات الياس (ع ) از زيان امام صادق (ع )
23  

مناجات الياس (ع ) از زيان امام صادق (ع )

مناجات الياس (ع ) از زيان امام صادق (ع ) 

(حضرت الياس (ع )( يكى از پيامبران و رسولان خدا است (صافات – 123) و در قرآن به عنوان شخص صالح در رديف پيامبرانى مانند: عيسى ، زكريا، يحيى (ع ) ذكر شده است (انعام – 85).
خداوند او را به سوى قوم خود فرستاد، الياس آنها را به توحيد و ترك بت پرستى دعوت كرد، ولى قوم ، او را تكذيب كردند، و جز اندكى به او ايمان نياوردند (صافات – 123 تا 132)
نام الياس دوبار در قرآن آمده (انعام – 85 – صافات – 123) مطابق احاديث ، الياس (ع )، از پيامبران بنى اسرائيل ، و در زمان حضرت يونس ‍ (ع )، مى زيسته است .
و طبق روايتى ، شخصى با الياس (ع ) ملاقات كرد و پرسيد: (اكنون چند نفر از پيامبران ، زنده هستند؟).
الياس در جواب گفت :(چهار نفر، كه دو نفر از آنها يعنى عيسى و ادريس ‍ در آسمان هستند، و دو نفرشان يعنى الياس و خضر در زمين مى باشند).(256)
مفضل بن عمر (يكى از شاگردان معروف امام صادق (ع ) مى گويد: ما چند نفر بوديم ، به در خانه امام صادق (ع ) آمديم و مى خواستيم اجازه ورود به حضورش بگيريم ، شنيديم آن حضرت (با سوز و گداز خاصى ) سخنى مى گويد كه عربى نبود و خيال كرديم كه به زبان (سريانى ) سخن مى گويد، و شنيديم كه گريه مى كند، ما نيز از گريه او گريستيم ، آنگاه غلامش ‍ نزد ما آمد و اجازه ورود داد، ما به حضور امام صادق (ع ) رسيديم ، من عرض كردم :(خداوند كارت را سامان بخشد، ما به در خانه شما آمديم ، شنيديم به زبان عربى كه به گمانمان سريانى بود سخن مى گفتى ، سپس گريه كردى و ما هم از گريه شما گريستيم ).
امام : آرى به ياد الياس پيغمبر(ع ) كه از عابدان پيغمبران بنى اسرائيل بود افتادم ، همان سخنان را كه الياس (ع ) در سجده اش (به لغت سريانى ) مى خواند (و مناجات مى كرد) مى خواندم ، آنگاه امام (ع ) آن دعا را پشت سر هم خواند، سوگند به خدا من هيچ كشيش و مقام عالى روحانى مسيحى را هرگز نديده بودم كه آن گونه شيوا و جاذب بخواند، و سپس امام (ع ) آن مناجات الياس (ع ) را به عربى براى ما ترجمه كرد، و فرمود: الياس در سجده اش چنين مى گفت :
اتراك معذبى وقد اطمات لك هو اجرى …
:(پروردگار! آيا بنگرم كه مرا عذاب كنى با آنكه روزهاى داغ براى تو(با روزه گرفتن ) تشنگى كشيدم ؟.
آيا تو را بنگرم كه مرا عذاب كنى ، با آنكه رخسارم را براى تو روى خاك ماليدم ؟
آيا تو را بنگرم مرا عذاب كنى ، با آنكه به خاطر تو، از گناهان دورى گزيدم .
آيا تو را بنگرم مرا عذاب كنى ، با آنكه براى تو شب زنده دارى كردم ).
خداوند به الياس (ع ) وحى كرد:(سرت را از سجده بردار كه تو را عذاب نمى كنم ).
الياس به خدا عرض كرد: (اگر فرمودى ترا عذاب نمى كنم و سپس عذاب كردى ، چه مى شود؟ مگر نه اين است كه من بنده تو هستم و تو پروردگار من مى باشى ).
خداوند به الياس (ع ) وحى كرد: (سرت رااز سجده بردار، من تو را عذاب نمى كنم ، وقتى كه من به كسى وعده دادم ، به وعده ام وفا خواهم نمود)(257)

       

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.