خانه » كتاب : داستانهاى اصول كافى جلدهاى 1 و 2 » گواهى نايب اول امام زمان (ع ) در مورد ديدار آن حضرت

گواهى نايب اول امام زمان (ع ) در مورد ديدار آن حضرت

گواهى نايب اول امام زمان (ع ) در مورد ديدار آن حضرت  

عصر غيبت صغرى بود، عبدالله بن جعفر حميرى مى گويد:
من و شيخ ابوعمرو (عثمان بن سعد، نخستين نايب خاص امام زمان از نائبان چهارگانه ) نزد احمد بن اسحاق (وكيل امام حسن عسكرى (ع ) در قم ) به گرد هم آمديم ، احمد بن اسحاق به من اشاره كرد كه در مورد جانشين امام حسن (ع )، از شيخ ابوعمرو، سؤ ال كنم ، من به (ابوعمرو) رو كردم و گفتم : مى خواهم از شما در مورد چيزى سؤ ال كنم ، كه در آن شك ندارم ، زيرا معتقدم و دينم مى گويد: هنچگاه زمين ، بدون حجت خالى نخواهد بود، مگر چهل روز در آستانه قيامت ، كه وقتى فرا رسيد ديگر در توبه بسته مى شود و حجت برداشته مى گردد، و كسى كه سابقه ايمان ندارد، ايمان او در آن وقت سودى ندارد…ولى دوست دارم كه بريقينم بيفزايد، چنانكه حضرت ابراهيم خليل (ع ) دوست داشت بر يقينش (در مورد معاد) بيفزايد، به خدا عرض كرد، زنده شدن مردگان را به او نشان دهد، خدا به او فرمود: مگر ايمان ندارى ؟
قال : (بلى ولكن ليطمئن قلبى : چرا ولى مى خواهم قلبم آرامش يابد) (بقره – 260)، و احمد بن اسحاق به من خبر داد از امام هادى (ع ) پرسيدم : (بعد از شما) امور دينم را از چه كسى بگيرم ، و سخن چه كسى را بپذيرم ؟
امام هادى (ع ) به او فرمود: (عمرى (عثمان بن سعيد نخستين نايب نواب اربعه ) مورد وثوق من است ، او آنچه به تو خبر داد در حقيقت از من است ، و هر چه از جانب من بگويد، سخن من است ، سخنش را بشنو و بپذير و پيروى كن كه او مورد اعتماد و امين من مى باشد)
و نيز احمدبن اسحاق به من خبر داد كه همين سؤ ال را از امام حسن عسكرى (ع ) نمودم ، آن بزرگوار فرمود: (عمرى و پسرش (محمد بن عثمان ) مورد اعتمادند، هر چه آنها از جانب من بگويند، در حقيقت از جانب من گفته اند، آن را بشنو و اطاعت كن )، اين سخن دو امام (امام هادى و امام عسكرى عليهما السلام ) در مورد شما (عثمان بن سعيد) است .
وقتى كه عثمان بن سعيد، اين سخنان را از عبدالله بن جعفر حميرى شنيد، سجده شكر بجا آورد و گريه كرد، آنگاه گفت : حجت را بپرس .
حميرى : آيا شما جانشين بعد از امام حسن عسكرى (ع ) را ديده ايد؟
عثمان بن سعيد: سوگند به خدا آرى ديده ام ، گردن او چنين و چنان بود – با دست اشاره كرد.
حميرى : يك سؤ ال ديگر دارم .
عثمان بن سعيد: بپرس
حميرى نام او چيست ؟
عثمان بن سعيد: بر شما حرام است كه از نام او بپرسيد، من اين سخن را از خود نمى گويم ، زيرا براى من روانيست كه چيزى را حلال يا حرام كنم ، بلكه اين سخن خود آن حضرت است (زيرا اگر نام او برده شود، طاغوت زمان معتمد عباسى (پانزدهمين خليفه عباسى ) آگاه مى شود و باعث مزاحمت و كشتار مى گردد زيرا براى سلطان چنين وانمود شده كه امام حسن عسكرى (ع ) از دنيا رفت و فرزندى از خود بجاى نگذاشت ، و ميراثش ‍ تقسيم شده ، و كسى كه حق نداشت (يعنى برادرش جعفر كذاب ) برد و خورد، و اهل خانه اش دربدر شدند و هيچ كس جرئت ارتباط با آنها را ندارد، اگر نام او (امام زمان ) بر زبانها بيفتد، او را تعقيب مى كنند، از خدا بترسيد و از اين موضوع خود دارى كنيد. (377)

23 شهــيد محــمد ابراهيم همت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.