شهید غدیر

شهید غدیر

👈    گفت‌وگو با خانم قافلان کوهی، همسر شهید کسایی (https://eitaa.com/khameneiothers/343) به مناسبت انتشار تقریظ رهبر معظم انقلاب اسلامی بر کتاب «آخرین فرصت»

🔹 (http://custom-emoji://5889017207882520242?922) سال ۵۸ بود و من معلم بودم و تازه استخدام شده بودم. بعد از انقلاب، در مدارس پایین شهر شیراز، در محله‌های مستضعف‌نشین، تدریس داشتم. نزدیک خانه‌مان یک مسجد بود که روزی بر تابلوی ورودی مسجد نوشته بودند: «محل تشکیل کلاس‌های قرآن و نهج‌البلاغه». با خودم گفتم بروم و اسم بنویسم، ببینم نهج‌البلاغه چطور است.

🔹 (http://custom-emoji://5891015123589403218?923) در همان مسجد، آقای کسایی نهج‌البلاغه را با آیات قرآن تفسیر می‌کرد و همین باعث آشنایی من و آقای کسایی شد.
مدتی به مسجد رفت و آمد داشتم اما یک روز مسجد نرفتم. خواهر آقای کسایی آمد دم در منزلمان. او را نمی‌شناختم.

🔹 (http://custom-emoji://5889017207882520242?924)زنگ زد و پرسید: «منزل خانم قافلان‌کوهی اینجاست؟» گفتم: «بله، بفرمایید». گفت: «آن خانم قافلان‌کوهی که در مسجد هستند؟» گفتم: «خودم هستم، بفرمایید». گفت: «مادرتان هستند؟» فهمیدم که خواستگار است ولی نمی‌دانستم کیست. مادرم آمد و در جواب اولیه خواستگاری گفت: «ایشان نامزد دارند». خواهر آقای کسایی گفت: «من نمی‌دانم، من فقط داداشم را می‌آورم، به خودش بگویید که نامزد دارد».

🔹 (http://custom-emoji://5891015123589403218?925)صبح، حدود ساعت نه و نیم، زنگ خانه را زدند. از کنار در که نگاه کردم، دیدم آقای کسایی است. مادرم زمانی که رفت در اتاق پیش آنها بنشیند، به من گفت تو نیا. به مادرم گفتم یعنی چه که من داخل اتاق نیایم؟ استادم است. با همان چادر مشکی که همیشه مسجد می‌رفتم، وارد اتاق شدم و سلام کردم.

🔹 (http://custom-emoji://5889017207882520242?926) رفتیم خدمت حضرت امام و ایشان خطبه عقدمان را خواندند. همان‌جا که از خانه امام بیرون آمدیم، آقای کسایی به من گفت: «من عید غدیر متولد شدم و دوست دارم که ازدواج‌مان هم در روز غدیر باشد».

🔹 (http://custom-emoji://5891015123589403218?927) روز عید غدیر همه را به صرف ناهار دعوت کردیم. شب‌ها حزب بعث، شیراز را بمباران می‌کرد و همه‌جا خاموشی بود. آقای کسایی آمد و خواهرهایش یک میز در اتاق گذاشتند و گفتند: «بروید غذا بخورید». وقتی آمد در اتاق گفت: «رفعت، من روزه‌ام». گفتم: «برای چی روز ازدواج روزه گرفتی؟» گفت: «آن روز پشت در خانه امام نذر کردم که روز غدیر موعد ازدواج‌مان باشد. حالا یک تقاضا دارم؛ امروز هر دعایی بکنی، مستجاب می‌شود. من دعا می‌کنم و شما آمین بگویید.»

🔹 (http://custom-emoji://5889017207882520242?928) گفت: «دعا می‌کنم که خدا شهادتم را روز غدیر رقم بزند» و دقیقاً هفت سال بعد، در روز عید غدیر، شهید شد.

🔍 (http://custom-emoji://5829974039061336624?929) متن کامل گفت‌وگو را بخوانید👇
(http://custom-emoji://5832571240144965594?930)khl.ink/f/59370

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.