نشانه يقين

نشانه يقين

كلينى به اسنادش از اسحاق بن عمّار نقل مى كند:(61) از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: رسول خدا در مسجد، نماز صبح را با مردم خواند. جوانى را ديد كه كم خوابى از چهره و حركاتش پديدار بود. رنگش به زردى گراييده و چشمش ‍ نحيف گشته و چشمانش در گودى فرو رفته بود. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بدو فرمود: اى فلانى ! شبت را چگونه سپرى كرده اى ؟
جوان گفت : در حال يقين ، رسول خدا از سخن او به شگفت آمد و فرمود: هر يقينى را، حقيقتى و نشانى است . حقيقت و نشانه يقين تو چيست ؟
گفت : اى رسول خدا! حقيقت يقين من آن است كه مرا به حزن آورده و خوابم را ربوده و روزم را تشنه نموده است . پس از دنيا و مافيها دورى جسته ام ؛ گويى به عرش خدايم مى نگرم ، و مى بينم كه حساب و حشر خلايق برپاست و من در آنانم . اهل بهشت در بهشتند و به تعارف و معارفه مشغولند و بر بالش و تخت خود، تكيه داده اند. و گويى اهل دوزخ را مى بينم كه در حال شكنجه و عذابند و كمك مى طلبند و زفير آتش را مى شنوم و در گوش خود، حسّ مى نمايم . (چون سخن جوان به اين جا رسيد) پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روى به اصحابش ‍ نمود و فرمود: اين بنده اى است كه خداوند دلش را به ايمان نورانى فرموده است . سپس رو به آن جوان كرد و بدو فرمود: خود را بر همين حال حفظ كن !
جوان عرض كرد: اى رسول خدا! من استدعا دارم كه از خداوند طلب نماييد، تا در ركاب شما به شهادت رسم .
پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواسته او را اجابت نمود و از خداوند، شهادت او را طلبيد. بدين ترتيب ، آن جوان مدتى بعد در يكى از غزوات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پس از نه نفر شهيد به شهادت رسيد، كه او شهيد دهمين بود.(62) (63)

 

خون خواهی رهبر شهید
خون خواهی رهبر شهید
                   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.