تاج نامرئی مادران
❤️ روایتهایی زنانه درباره مادرانگی (https://eitaa.com/khamenei_reyhaneh/10741)
🔻 نه سال است که مادر شدهام؛ دقیق نه سال، بدون یک روز کم و زیاد. ساعت ۱۱:۳۰ شب است. نشستهام روی کاناپه. مهمانها رفتهاند. بچههایم خوابیدهاند. کاغذکادوهای مچاله، جعبهی کیک و خردههای نان و پفیلا جا به جا روی زمین و میزها ریخته. هنوز هیچ چیز را جمع نکردهام. به جای جمعوجور کردن، یک کلاه مقوایی گذاشتهام روی سرم و نشستهام و به جشن امشب و به این نه سال فکر میکنم.
بار اولی که برای پسرم تولد گرفتیم، دوستم کنار هدیهی بچه یک کتاب هم برای من آورد. صفحهی اول آن نوشته بود: «مادر شدنت مبارک!» به نظرم رسم بدی نبود که در سالگرد تولد اولین بچهی هر زنی، به خود او هم یک تبریک حسابی میگفتیم. خیلی از مادرها احتیاج دارند، در ازای تمام زحمات گفتنی و نگفتنی، در این روز تاج افتخار سرشان بگذارند؛ صرفاً بهخاطر مادریشان، بهخاطر این نقش پررنگ تکراری دشوار.
پسرم که تازه دنیا آمده بود، من انگار چند سانتیمتر از سطح زمین بالاتر رفته بودم. مغرور شده بودم. مغرور، به تعریف منفی آن. همسرم چند روز این حال مرا تماشا کرد. بعد به مهربانترین و قاطعترین کلمات گفت: «به نظرم برگرد به زندگی عادی.» گفتم: «چطور؟!» گفت: «برای خودت یه تاج طلایی درست کردی.»
راست میگفت. حرفش مثل سوزنی که توی بادکنک فرو کنند، باد مرا خالی کرد؛ اما راست میگفت. من عادیترین و پیشپاافتادهترین کار زنان طول تاریخ را انجام داده بودم. بدیهیترین وظیفهشان را. اما توی سر من، در نگاه من، این خارقالعادهترین اتفاق جهان بود.
طی این نه سال، دفعات زیادی بوده که باز هم پی تاج افتخار گشتهام؛ پی دستاویز خوشایندی که زحمت و رنج مادری را برایم هموار کند. نتیجه واضح است. شده که روزهای پیاپی را به امید شنیدن قهقههی بچههایم مریضداری کردهام یا مثلاً همین امشب که تماشای شوق بچه موقع باز کردن هدیهها خستگی صبح تا شب را کم میکرد. مثل حالا که صدای نفسهایشان دلم را آسوده میکند.
مراسم تمام شده و خانه در سکوت است. با یک کلاه مقوایی صورتی روی سرم، نشستهام و به تحول این سالها فکر میکنم؛ به روزهای رفته و قند و تلخی روزهای پیش رو.
✍🏻 شقایق خبازیان، رسانه «ریحانه»؛
💬 مجموعه روایت «بهشتآفرین» (https://eitaa.com/khamenei_reyhaneh/10455)
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📱 @khamenei_reyhaneh
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

