در سوره محمّد از آیه ۲۰ به بعد، خداوند

هُوَالعَزیز

در سوره محمّد از آیه ۲۰ به بعد، خداوند چهره‌ی منافقین را در روز جنگ افشا می‌کند.
وقتی فرمان قتال (جهاد) نازل می‌شد، منافقان (الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ) با ترس و دو‌دلی می‌گفتند: «ای کاش فرمانی درباره آتش‌بس بود!»
اما قرآن عزیز می‌فرماید: آنان کسانی‌اند که دل‌هایشان بیمار است؛ از جنگ و قتال [برای احیای دین و زدودن فتنه] گریزان‌اند و با شنیدن فرمان قتال و جهاد، همچون کسی که در آستانه مرگ قرار گرفته می‌مانند؛
【وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ ذُكِرَ فِيهَا الْقِتالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلى‌ لَهُمْ】؛
چرا که نسبت به قرآن و کتاب الهی کراهت دارند!
【ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّـهُ】.
و همانطور که در ابتدای همین سوره محمّد فرمود که نتیجه کراهت نسبت به کتاب الهی، تعس، ضلالت و حبط عمل است.
【وَ الَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّـهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ】.

امروز هم همان منطق پوسیده در لباس روشنفکری یا سیاست‌مداری از زبان معاون اجرایی پرزیدنت پزشکیان تکرار می‌شود؛
می‌گویند: «هیچ جنگی خوب نیست و هر صلحی تسلیم نیست» — جمله‌ای در ظاهر انسانی، اما در باطنش سازش با ظلم و فرار از مسئولیت الهی نهفته است! و از آن بدتر نفهمیده که روبروی جنگ، آشتیست و صلح با فساد متضاد است.

قرآن صلح را وقتی ستایش می‌کند که به واسطه‌ی آن فسادی از بین برود، نه وقتی که به قیمت خاموشی در برابر طاغوت باشد.
جنگ بد نیست؛ ظلم و جور بد است، فساد و فتنه بد است؛ و اگر سکوت در برابر ظلم، نامش «صلح» باشد؛ آن [به اصطلاح صلح] همان فسادی است که سابقاً قرآن آنها را [مفسدین] در آیات ابتدایی سوره بقره برملا کرده‌است:
【وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ】

سوره محمد هشدار می‌دهد که بیماردل (منافق)، «تا مرز مُردن پیش می‌رود» وقتی قرآن از مقاتله سخن می‌گوید.

پس هر که امروز از جنگِ حق علیه باطل وحشت کند و [به اصطلاح] صلحِ ذلت را بزک کند، در صف همان جماعت فاسد و بی‌شعور است و بی‌آنکه شاید خود بداند، منطقش منطق منافقین است.

کارکرد جهاد و مقاتله در نگاه قرآن، برای رفع فتنه و برقراری دین الهی‌ست؛
【وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّـهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ】
اما فرار از مسئولیت و بزک کردن ترس با شعارهای به ظاهر منطقی (لا قِتال)، آن همان نفاق مدرن است که در آیات محمّد رسوا شده!

قالَ اَمیرُالمُوْمِنینَ عَلِیُّ بْنُ اَبیطالب عَلَیهِ‌السَّلام:
أما إنّ لِكلِّ قَومٍ سامِریَّ و هذا سامِریُّ هذهِ الأمّةِ، أما إنَّه لا يَقول: لا مِساسَ، ولكِن يَقول: لا قِتالَ.
بدانيد كه هر قومی، يک سامرى دارد و اين فرد [حسن بصری]، سامرى اين امّت است؛ بدانيد كه او [مانند سامری قوم موسی] نمی‌گوید: «لا مِساس؛ به من نزديك نشويد»، بلكه از جنگ نهى كرده و می‌گوید: «لا قِتال؛ [با دشمنان] جنگ نکنید»

جناب جعفر قائم پناه، به قرآن عظیم رجوع کنید و ببینید که جنگ و قتال، ابتلاء و آزمونی است برای تمحیص ایمان از کفر، تمییز طیّب از خبیث، تعلیم صدق از کذب و صبر از جزع و به دنبال آن مجاهد از قاعد!

✍️ بَیِّنات | بهرام برادری
@bahrambaradari

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.