7⃣ قسمت هفتم : “سرزمین نفاق؛ آغاز روزهای تاریک بنی اسرائیل و ظهور انحرافات تاریخی”

🪧”از کنعان تا صهیون: نگاهی گذرا بر تاریخ یهود”

✍️ نویسنده: [سید روح الله ستاره حیات]

7⃣ قسمت هفتم : “سرزمین نفاق؛ آغاز روزهای تاریک بنی اسرائیل و ظهور انحرافات تاریخی”

🔰 سرزمین نفاق؛ آغاز روزهای تاریک بنی‌اسرائیل و ظهور انحرافات تاریخی

بعد از فوت یوشع نبی، بنی‌اسرائیل بدجوری افتادن تو یه دوران بحران که انگار کشتی بی‌ناخدا شده بودن. به این دوره می‌گن “عصر داوران” و حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ سال طول کشید. دیگه خبری از یه رهبر الهی مثل موسی و یوشع نبود و مردم هم که قاطی کرده بودن🥴، یه روز خدا رو می‌پرستیدن و فرداش بت‌های محلی رو (سفر داوران، فصل ۲:۱۶-۱۹).

👈بنی‌اسرائیل وقتی رفتن تو کنعان، باید اقوام محلی رو شکست می‌دادن، ولی خب، نصفه‌نیمه کار کردن. یه سری شهرهای مهم مثل غزه و اشدود همچنان دست فلسطینی‌ها موند و عملاً اونجا پایگاهشون شد (سفر داوران، فصل ۱:۱۸-۱۹). خلاصه، کم‌کم مردم بنی اسرائیل به جای اینکه به خدا تکیه کنن، رو آوردن به بت‌پرستی و بعل و عشرا 🪨 رو می‌پرستیدن. همین شد که هر وقت از خدا فاصله می‌گرفتن، دشمنای محلی مثل فلسطینی‌ها سر و کله‌شون پیدا می‌شد و بنی‌اسرائیل رو حسابی اذیت می‌کردن (سفر داوران، فصل ۲:۱۱-۱۳).

⚔️تو این هرج‌ومرج، شمشون از راه رسید. یه جورایی قهرمان داستان بود، ولی داستانش اون‌قدر بالا و پایین داشت که هر چی بگم کمه.🧐 شمشون از طایفه دان بود و از بچگی به خدا تقدیم شده بود. موهاش نباید کوتاه می‌شد، چون قدرتش تو همون موهای بلندش بود🧔🏻‍♀. یه روز که اعصابش خورد بود، با یه استخون فک الاغ هزار تا فلسطینی رو لت و پار کرد😐 (سفر داوران، فصل ۱۵:۱۴-۱۶)

ولی قضیه وقتی خراب شد که شمشون دل داد به دلیله، یه دختر فلسطینی. دلیله هم زرنگ بازی درآورد و راز قدرت شمشون رو ازش کشید بیرون. بعدش موهاشو کوتاه کرد و فلسطینی‌ها هم ریختن سرش و دستگیرش کردن (سفر داوران، فصل ۱۶:۴-۲۰). از اون به بعد، دیگه زندگی شمشون یه تراژدی تموم‌عیار شد.

دلیله راز قدرت شمشون رو به فلسطینی‌ها لو داد و وقتی شمشون خواب بود، اونا موهاش رو بریدن. با بریدن موهاش، قدرت خارق‌العاده‌اش هم از بین رفت(😅 خدا بگم چکار کنه این یهودی ها رو با این داستان سازیهاشون) و فلسطینی‌ها راحت دستگیرش کردن. بعد از اینکه چشماش رو کور کردن، انداختنش زندان. حالا قهرمان بزرگ بنی‌اسرائیل، که یه زمانی با یه فک الاغ هزار نفر رو زده بود، تو یه سیاه‌چال تاریک، بدون قدرت و امید مونده بود.

🔸اما داستان اینجا تموم نمی‌شه. شمشون تو زندان به خدا التماس کرد که یه‌بار دیگه بهش قدرت بده تا از دشمنانش انتقام بگیره. فلسطینی‌ها یه جشن بزرگ راه انداخته بودن تا پیروزی‌شون رو جشن بگیرن و شمشون رو هم برای نمایش آوردن توی معبد. شمشون که تو این مدت توبه کرده بود، به دو تا ستون معبد تکیه داد و با تمام وجود از خدا خواست قدرتش رو برگردونه. خدا هم دعاش رو قبول کرد و با نیرویی عجیب، ستون‌های معبد رو انداخت. معبد فرو ریخت و هزاران فلسطینی همراه با شمشون کشته شدن (سفر داوران، فصل ۱۶:۲۳-۳۰). مرگش مثل یه حماسه تراژیک بود؛ ترکیبی از قدرت و ضعف انسانی…

➖ولی با وجود این حوادث، بنی‌اسرائیل درس نگرفتن. انحرافات دینی و اختلافات داخلی همچنان ادامه داشت. مردم از خدا خواستن براشون یه پادشاه تعیین کنه تا بتونه نظم و عدالت برقرار کنه. خدا هم شائول (که تو قرآن به نام طالوت اومده) رو به‌عنوان اولین پادشاه بنی‌اسرائیل انتخاب کرد (سفر اول سموئیل، فصل ۱۰:۱-۲۴؛ قرآن، سوره بقره، آیه ۲۴۷). البته این انتخاب مستقیم از طرف خدا نبود، بلکه توسط سموئیل نبی انجام شد. این انتخاب پایان عصر داوران و شروع دوره پادشاهی بود که با داوود و سلیمان به اوج خودش رسید.

⚠️یه نکته جالب اینه که روایات تورات و قرآن درباره این دوره تفاوت‌هایی داره. تو تورات (کتاب تثنیه، فصل ۲۰)، بنی‌اسرائیل مأمور شدن که اقوام کنعانی رو به‌طور کامل نابود کنن، ولی تو قرآن (سوره مائده، آیه ۲۱) فقط دعوت به ورود به سرزمین موعود مطرح شده و خبری از نابودی بومیان نیست . این تفاوت‌ها می‌تونه نشونه‌ای از تحریف در متون تورات باشه!

ادامه داستان بمونه برای فرداشب☺️
شبتون بخیر✨

قسمت هفتم
بخش دوم

✍️ [سید روح الله ستاره حیات]

#تاریخ_یهود
#یهود_شناسی

🍃 کانال رسمی طبیب جان 👇
https://eitaa.com/joinchat/3658612752C778c1803ba

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.