#دعاء 📚در کوه بیت المقدس

🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌸

#دعاء
📚در کوه بیت المقدس

✍️روزی حضرت ابراهیم خلیل در کوه بیت المقدس به دنبال چراگاهی برای گوسفندانش می‌گشت.
مردی را دید که مشغول نماز است. (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
حضرت ابراهیم پرسید:
بنده خدا! برای چه کسی نماز می خوانی؟
مرد پاسخ داد: (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
برای خدای آسمان.
حضرت ابراهیم : آیا از بستگان تو کسی
مانده است؟
🔺مرد : نه! (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
– پس از کجا غذا تهیه می کنی؟
– در تابستان میوه این درخت را می چینم
و در زمستان می خورم.
– خانه ات کجاست؟ (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
– به کوه اشاره کرد و گفت آنجاست.
– ممکن است مرا به منزلت ببري امشب مهمان تو باشم؟
– در جلوي راه من آبی است که نمی توان
از آن گذشت. (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
🔺تو چگونه می گذري؟
من از روي آب می روم.
– دست مرا هم بگیر (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)شاید (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
خداوند به من قدرت دهد تا از آب بگذرم.
پیرمرد دست ابراهیم گرفت هر دو از آب گذشـتند و به منزل آن مرد رسیدند.
حضرت ابراهیم از او پرسید: (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
کدام روز مهمترین روزهاست؟
مرد عابد گفت:
🔺روز قیامت که خداوند پاداش اعمال
مردم را در آن روز می دهد.
ابراهیم : خوب است با هم دست به دعا (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
برداریم و از خداوند بخواهیم ما را از شر
آن روز نگهدارد.
مرد عابد : دعاي من چه اثري دارد؟ (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
به خدا سوگند!
سـی سال است به درگاه خداوند دعایی
می کنم، هنوز هم مسـتجاب نشده است!
🔺می خواهی بگویم
چرا دعایت مستجاب نمی شود؟ (https://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
– چرا؟ بفرمایید!
– خداونـد بزرگ هنگامی که بنـده اي را دوست داشـته باشد دعایش را دیر اجابت می کند
تا بیشتر مناجات کند و بیشتر از او بخواهـد
و طلب کند. (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
چون این حالت را از بنده اش دوست دارد.
اما بنده ای که مورد لطف خدا نیست (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
🔺اگر چیزي درخواسـت کند، زود اجابت می کند یا قلبش را از آن خواسته منصرف نموده ناامیدش می کند تا دیگر درخواست نکند.
آنگاه پرسید: (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
چه دعایی می کردی؟
عابد گفت:
سی سـال پیش گله گوسـفندی از اینجـا (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
گـذشت، جوانی زیبـا که گیسوان بلنـدی
داشت گوسـفندان را چوپـانی می کرد
🔺از او پرسیدم : (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
این گوسفندان از آن کیست؟
گفت : از ابراهیم خلیل الرحمان است.
من آن روز گفتم :
پروردگارا! (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
اگر در روی زمین خلیل و دوستی داری،
او را به من نشان بده.
ابراهیم فرمود :
پیرمرد! خداوند دعایت را اجابت کرده، (http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
🔺من همان ابراهیم خلیل‌الرحمان هسـتم. آنگاه برخاسـته یکدیگر را به آغوش کشیدند.

📚داستان های بحارالأنوار محمود ناصری
(http://eitaa.com/Dastanhaeamozande)
✍🏻 کانال رسمی استاد مجتهدزاده
“⚖️” https://eitaa.com/Mojtahed_Zadeh 📩ارتباط با استاد: •••••✾…•…🌺…•…✾••••• @Admin_Mojtahed_Zadeh •••••✾…•…🌺…•…✾•••••

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.