145 دنيا از ديدگاه حضرت امير
1 – الدنيا سم ، اكله من لايعرفه .
دنيا مانند زهر است كه شخص ناآگاه آنرا مى خورد. پس عاقل و عالم به دنياى زهر آگين نزديك نمى شود مگر به اندازه اى كه او را مسموم نكند و بهلاكت نرساند.
2 – الدنيا سوق الخسران .
دنيا بازار ضرر و زيان است
3 – ان الدنيا كالحية ، لين مسها و قاتل سمها
دنيا مانند مار سمى است لمس آن نرم و لذت بخش و زهر آن كشنده است .
4 – ان الدنيا ظل الغمام و حلم المنام ، و الفرح الموصول بالغم ، والعسل المشوب بالسم .
دنيا مانند سايه ابر و خواب خفته است . شادى آن غم و اندوه به دنبال دارد و عسل آن با زهر در آميخته است .
5 – ان الدهر لخصم غيرمخصوم ومحتكم غيرمظلوم و محارب غير محروب .
دنيا با كسى كه با آن خصومت نورزيد دشمنى مى كند، و به كسى كه بر او ستم نكرد، ستم مى كند، و با كسى كه با او نستيزد مى ستيزد.
6 – ان الدنيا و الاخرة كرجل له امراتان ، اذا ارضى احدهما اسخط الاخرى .
دنيا و آخرت مانند دو زن براى يك مرد است . هرگاه يكى را از خود راضى كند، ديگرى را به خشم آورد.
7 – الدنيا منتقلة فانية و ان بقيت لك لم تبق لها.
دنيا زود گذر و ناپايدار است . اگر دنيا براى تو باقى بماند، تو براى دنيا باقى نخواهى ماند.
8 – الدنيا دار بالبلاء محفوفة و بالغدر موصوفة ، لاتدوم احوالها و لايسلم نزالها.
دنيا با بلاء و گرفتارى در آميخته ، و به مكر و فريب شهرت يافته ، احوال دنيا ناپايدار و متغير است ، و اهل دنيا در تغير و تحول و از مكر و بلا، سلامت و در امان نيستند.
9 – الدنيا دار هانت على ربها فخلط حلالها بحرامها و خيرها بشرها و حلوها بمرها.
دنيا خانه اى است كه سازنده اش آنرا پست و ناچيز شمرده است . پس حلال آن را به حرام ، نيكى آن را با بدى ، و شيرينى آن را با تلخى در آميخته است .
10 – من عصى الدنيا اطاعته و من اعرض عن الدنيا اتته .
كسى كه دنيا را نافرمانى كند، دنيا از او فرمان برد، و هر كس از دنيا روى گرداند دنيا به او رو آورد.
به همين خاطر وقتى دنيا خود را به صورتى زيبا بر اميرمؤ منان عرضه داشت ، فرمود:
يا دنيا غرى غيرى ، لاحاجة لى فيك ، قد طلقتك ثلاثاً لارجعة لى فيها.
اى دنيا غير مرا فريب بده ، من نيازى به تو ندارم ، تو را سه طلاق دادم و حق رجوع خود را اسقاط نمودم .
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


