147 درس آزادى
| نازم آن آموزگارى را كه در يك نيم روز |
| دانش آموزان عالم را چنين دانا كند |
| ابتدا قانون آزادى نويسد در جهان |
| بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا كند |
| هر كه باشد چون حسين آزاد و ديندار و شجاع |
| حرف باطل را نبايد از كسى اصغا كند |
| نقد هستى داد وهستى جهان يكجا خريد |
| عاشق آن باشد كه چون سودا كند يكجا كند |
| عقل مات آمد ز دانشگاه سيار حسين |
| كاين چنين غوغا بپادر صحنه دنيا كند |
| درس آزادى از آنرو ساخت تواءم با عمل |
| تا جنايت پيشگان را در جهان رسوا كند |
| نام دانشگاه خود ايمان و آزادى گذاشت |
| گيتى آن را اين زمان تسليم دست ما كند |
| آن كسى را شيعه بتوان گفت كو از جان و دل |
| در حيات خويش اين برنامه را اجرا كند |
| سر سلسله مردم آزاد حسين است |
| آنكس كه در اين ره سر و جان داد حسين است |
| مردى كه چو كوهى به بر تيشه بيداد |
| دامن به كمر بر زد و اِستاد، حسين است |
| درسى به بشر داد به دستور الهى |
| درسش عملى بود، نه كتبى ، نه شفاهى |
| آئين يزيدى كه برى بود ز انصاف |
| ننمود به تطميع و به تهديد گواهى |
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


